۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

نام:امنیت گمشده؛ روایت ایرانی از خانه تا خیابان




 نام:امنیت گمشده؛ روایت ایرانی از خانه تا خیابان

امنیت در ایران، مفهومی است که در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری دچار دوگانگی شده است؛ از یک‌سو در سطح رسمی به‌عنوان یکی از اولویت‌های اصلی حاکمیت مطرح می‌شود و از سوی دیگر، در تجربه روزمره بخشی از جامعه، به‌عنوان احساسی متزلزل و گاه دست‌نیافتنی نمود پیدا می‌کند. این شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زیسته، نشان می‌دهد که امنیت دیگر صرفاً به معنای حضور نیروهای انتظامی یا کاهش آمار جرایم نیست، بلکه به سطحی عمیق‌تر از اعتماد عمومی، عدالت و کارآمدی نهادها وابسته است. در چنین بستری، ناامنی نه فقط در خیابان، بلکه در فضای خصوصی خانه نیز به‌صورت‌های مختلف بروز پیدا می‌کند. در سطح خیابان، عوامل متعددی در شکل‌گیری احساس ناامنی نقش دارند؛ از فشارهای اقتصادی و افزایش برخی جرایم گرفته تا کاهش اعتماد به سازوکارهای حمایتی و قضایی. زمانی که شهروندان احساس کنند در صورت مواجهه با خطر، حمایت مؤثری دریافت نخواهند کرد یا روند رسیدگی به شکایات طولانی و فرسایشی است، این احساس ناامنی تقویت می‌شود. از منظر سیاسی، این وضعیت می‌تواند ناشی از اولویت‌بندی‌هایی باشد که در آن، برخی ابعاد امنیت برجسته‌تر از سایرین دیده می‌شوند. ت

مرکز بر امنیت در معنای محدود و رسمی، بدون توجه کافی به امنیت اجتماعی و روانی، باعث می‌شود بخشی از نیازهای واقعی جامعه نادیده گرفته شود. ناامنی در خانه، اما لایه‌ای پنهان‌تر و پیچیده‌تر دارد. در ایران، موضوعاتی مانند خشونت خانگی یا فشارهای درون‌خانوادگی، به‌دلیل ملاحظات فرهنگی و محدودیت‌های قانونی، اغلب کمتر به‌صورت شفاف مطرح می‌شوند. این در حالی است که برای بسیاری از افراد، به‌ویژه زنان و کودکان، خانه می‌تواند به فضایی تبدیل شود که در آن احساس امنیت به‌طور کامل از بین رفته است. از منظر سیاسی، نحوه مواجهه با این مسئله نشان‌دهنده میزان توجه به حقوق فردی در برابر ساختارهای سنتی و اجتماعی است. اگر قوانین حمایتی ناکافی باشند یا اجرای آن‌ها با چالش مواجه شود، این نوع ناامنی در سکوت تداوم پیدا می‌کند. یکی از نکات مهم در بررسی امنیت در ایران، نقش اعتماد عمومی است. امنیت، تنها با حضور فیزیکی نهادهای مسئول تأمین نمی‌شود، بلکه نیازمند اعتماد شهروندان به این نهادهاست. زمانی که این اعتماد تضعیف شود، حتی در شرایطی که اقدامات امنیتی افزایش می‌یابد، احساس ناامنی همچنان باقی می‌ماند. این مسئله، نشان‌دهنده آن است که امنیت یک پدیده صرفاً عینی نیست، بلکه به‌شدت با ادراک و تجربه ذهنی افراد نیز در ارتباط است. از سوی دیگر، نحوه بازنمایی ناامنی در فضای عمومی و رسانه‌ها نیز اهمیت دارد. اگر اطلاعات به‌صورت محدود یا گزینشی ارائه شود، یا امکان گفت‌وگوی آزاد درباره این مسائل وجود نداشته باشد، شکاف میان واقعیت و درک عمومی عمیق‌تر می‌شود. این شکاف، می‌تواند به افزایش نگرانی، شایعه و در نهایت کاهش انسجام اجتماعی منجر شود. در چنین شرایطی، امنیت به جای آنکه عاملی برای آرامش باشد، خود به موضوعی چالش‌برانگیز تبدیل می‌شود. در نهایت، مسئله امنیت در ایران را نمی‌توان بدون توجه به بسترهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن درک کرد. ایجاد امنیت پایدار، نیازمند رویکردی جامع است که همزمان به اصلاح ساختارهای قضایی، تقویت حمایت‌های اجتماعی، افزایش شفافیت و بازسازی اعتماد عمومی بپردازد. بدون چنین رویکردی، تلاش‌ها برای بهبود وضعیت، به اقدامات پراکنده و کوتاه‌مدت محدود خواهد شد. امنیت، در نهایت، نه یک شعار، بلکه تجربه‌ای است که باید در زندگی روزمره مردم قابل لمس باشد؛ تجربه‌ای که اگر در خانه و خیابان به‌طور همزمان شکل نگیرد، همچنان مفهومی ناتمام باقی خواهد ماند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

گفتگو با دختر رضا خندان، یکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین/ دینا قالیباف

  گفتگو با دختر رضا خندان، یکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین/ دینا قالیباف ماهنامه خط صلح – با تشدید تنش‌های نظامی و گسترش درگیری‌ه...