۱۴۰۵ خرداد ۱۰, یکشنبه

عدم رسیدگی پزشکی؛ اعزام بی‌نتیجه محشر پرندین به بیمارستان و تداوم محرومیت از درمان



 

عدم رسیدگی پزشکی؛ اعزام بی‌نتیجه محشر پرندین به بیمارستان و تداوم محرومیت از درمان

خبرگزاری هرانا – محشر (محترم) پرندین، نوکیش مسیحی محبوس در زندان اوین، با وجود نیاز فوری به آنژیوگرافی قلب و جراحی تومورهای ناحیه گردن، از رسیدگی تخصصی پزشکی محروم مانده است. وی در هفته گذشته به بیمارستان اعزام شد، اما پس از انجام یک آزمایش، بدون دریافت خدمات درمانی یا تجویز دارو به زندان بازگردانده شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محشر (محترم) پرندین کماکان از رسیدگی درمانی محروم است.

گزارشی از آخرین وضعیت سوری چگینی بابایی در زندان قزوین



 

گزارشی از آخرین وضعیت سوری چگینی بابایی در زندان قزوین

خبرگزاری هرانا – سوری چگینی بابایی، زندانی سیاسی دوران محکومیت خود را در زندان قزوین سپری می‌کند. وی پیشتر، توسط دادگاه انقلاب قزوین به سه سال حبس و مجازاتهای تکمیلی محکوم شده بود. همچنین او بیش از ۱۴۰ روز است که از ملاقات با خانواده خود محروم مانده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سوری چگینی بابایی، زندان سیاسی دوران محکومیت خود را در زندان قزوین سپری می‌کند.

۱۴۰۵ خرداد ۸, جمعه

بند زنان زندان اوین؛ نسیم سیمیاری از دسترسی به تماس تلفنی محروم شد



 

بند زنان زندان اوین؛ نسیم سیمیاری از دسترسی به تماس تلفنی محروم شد

خبرگزاری هرانا – نسیم غلامی سیمیاری، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به صورت تنبیهی از حق استفاده از تلفن زندان محروم شد. این زندانی همچنین پیش از این نیز از حق ملاقات حضوری با خانواده و وکلای خود به مدت یک هفته محروم شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نسیم غلامی سیمیاری، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین از حق استفاده از تلفن زندان محروم شد.

یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفت: نسیم غلامی سیمیاری به دلیل مکالمه با لیندزی فورمن، به صورت تنبیهی از امکان دسترسی و استفاده از تلفن زندان منع شده است. همچنین مسئولین زندان پیشتر نیز این زندانی سیاسی را به دلیل «پوشیدن شلوارک» به مدت یک هفته از حق ملاقات حضوری با خانواده و وکلای خود محروم کرده‌اند.

تداوم محدودیت‌ها در اوین؛ وریشه مرادی از دسترسی به تماس تلفنی محروم شد



 

تداوم محدودیت‌ها در اوین؛ وریشه مرادی از دسترسی به تماس تلفنی محروم شد

خبرگزاری هرانا – وریشه مرادی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به صورت تنبیهی از حق استفاده از تلفن زندان محروم شد. این زندانی سیاسی پیشتر نیز از ملاقات با خانواده و وکلای خود محروم شده بود و این محدودیت همچنان ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وریشه مرادی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین از حق استفاده از تلفن زندان محروم شد.

براساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانم مرادی، از روز جاری به صورت تنبیهی از امکان دسترسی و استفاده از تلفن زندان منع شده‌ است.

یک منبع مطلع در این خصوص اعلام کرد که این اقدام به دنبال سر دادن شعارهای اعتراضی نسبت به اجرای احکام اعدام، در محوطه هواخوری زندان اوین انجام شده است.

پرونده موسوم به “شهرک اکباتان”؛ یاسمین دشتانی به حبس محکوم شد



 

پرونده موسوم به “شهرک اکباتان”؛ یاسمین دشتانی به حبس محکوم شد

خبرگزاری هرانا – یاسمین دشتانی، یکی از متهمان پرونده موسوم به “شهرک اکباتان”، با حکم قاضی صلواتی به پنج سال حبس و مجازات های تکمیلی محکوم شد.

نهاله شهیدی یزدی، شهروند بهائی جهت اجرای حکم حبس احضار شد



 

نهاله شهیدی یزدی، شهروند بهائی جهت اجرای حکم حبس احضار شد

خبرگزاری هرانا – نهاله شهیدی یزدی، شهروند بهائی ساکن کرج، با دریافت ابلاغیه‌ای جهت اجرای حکم حبس به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب کرمان احضار شد.

۱۴۰۵ خرداد ۷, پنجشنبه

نام: «مهاجرت؛ فرار یا نجات؟




 نام: «مهاجرت؛ فرار یا نجات؟

بعضی رفتن‌ها از روی رؤیا نیست؛ از روی خستگی است. از جایی شروع می‌شود که انسان دیگر نمی‌تواند میان خودش و زندگی‌ای که هر روز سخت‌تر می‌شود، تعادل برقرار کند. مهاجرت برای خیلی‌ها فقط عوض کردن کشور نیست؛ شبیه جدا شدن بخشی از روح از جایی‌ست که سال‌ها به آن تعلق داشته. در ایران امروز، خیلی از جوان‌ها وقتی به رفتن فکر می‌کنند، در واقع دارند از چیزی فرار می‌کنند؛ از ناامیدی، از آینده‌ای مبهم، از ترسِ جا ماندن در زندگی. اما سؤال اینجاست: مهاجرت واقعاً نجات است یا فقط فراری آرام از زخمی که هر روز عمیق‌تر شده؟

نام:«ترس از آینده در میان جوانان




 نام:«ترس از آینده در میان جوانان

آینده، همیشه مهم‌ترین انگیزه برای ادامه زندگی بوده است. انسان سختی‌ها را تحمل می‌کند چون باور دارد فردا می‌تواند بهتر باشد. جوانی، دوره‌ای‌ست که در آن رؤیاها شکل می‌گیرند، امید زنده است و انسان برای ساختن زندگی تلاش می‌کند. اما در ایران امروز، برای بسیاری از جوانان، آینده دیگر تصویری روشن و امیدوارکننده ندارد؛ بلکه به منبعی از اضطراب، نگرانی و ترس تبدیل شده است. ترس از آینده، آرام‌آرام در ذهن نسل جوان ریشه دوانده و به بخشی از زندگی روزمره آن‌ها تبدیل شده است؛ نسلی که بیشتر از امید، با ناامنی روانی و بی‌ثباتی بزرگ شده است.
بسیاری از جوانان ایرانی امروز، حتی با وجود تحصیل، مهارت و تلاش، احساس می‌کنند آینده قابل پیش‌بینی نیست. گرانی، تورم، بیکاری، نبود امنیت شغلی و دشواری‌های اقتصادی باعث شده‌اند که بسیاری از آرزوهای ساده، به اهدافی دور و دست‌نیافتنی تبدیل شوند. داشتن خانه، شغل پایدار، ازدواج یا حتی یک زندگی آرام، برای بخش بزرگی از نسل جوان به رؤیایی سخت بدل شده است. وقتی انسان نتواند برای چند سال آینده خود برنامه‌ریزی کند، کم‌کم احساس می‌کند کنترل زندگی‌اش را از دست داده است. این احساس ناتوانی، یکی از مهم‌ترین ریشه‌های ترس و اضطراب اجتماعی است.
از منظر سیاسی، ترس از آینده در میان جوانان، نتیجه مستقیم سال‌ها بی‌ثباتی اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی به امکان تغییر است. جامعه‌ای که در آن جوانان احساس کنند مسیر پیشرفت مبهم و بسته است، به‌تدریج امید خود را از دست می‌دهد. وقتی نسل جوان مدام شاهد بحران‌های تکراری، فشارهای معیشتی و محدود شدن فرصت‌ها باشد، طبیعی است که نگاهش به آینده با نگرانی همراه شود. در چنین فضایی، بسیاری از جوان‌ها به‌جای فکر کردن به پیشرفت، فقط تلاش می‌کنند از فروپاشی روانی و اقتصادی فاصله بگیرند.
یکی از تلخ‌ترین پیامدهای این وضعیت، گسترش احساس ناامیدی است. ناامیدی، فقط یک حس شخصی نیست؛ به‌مرور به وضعیتی اجتماعی تبدیل می‌شود. جوانی که بارها تلاش کرده اما نتیجه‌ای ندیده، کم‌کم انگیزه خود را از دست می‌دهد. این فرسودگی روحی، در رفتار، روابط و حتی سبک زندگی نسل جدید دیده می‌شود. بسیاری از جوانان امروز، بیش از آنکه به ساختن رؤیاهایشان فکر کنند، نگران دوام آوردن در شرایط موجود هستند. این تغییر نگاه، نشانه جامعه‌ای است که فشارهای مداوم، توان رؤیاپردازی را از نسل جوان گرفته است.

نام: بغض فروخورده یک ملت




 نام: بغض فروخورده یک ملت

بعضی دردها آن‌قدر طولانی می‌شوند که دیگر شبیه یک حادثه یا بحران موقت نیستند؛ به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شوند، به حسی دائمی که در نگاه مردم، در سکوت خیابان‌ها و در خستگی چهره‌ها دیده می‌شود. ایران امروز، سرزمین بغض‌های فروخورده است؛ بغض مردمی که سال‌ها میان فشار، ناامیدی، ترس و انتظار زندگی کرده‌اند و یاد گرفته‌اند بسیاری از حرف‌ها را در دل خود نگه دارند. این بغض، فقط اندوه فردی نیست؛ زخمی جمعی است که آرام‌آرام در روح یک ملت ریشه دوانده و نسل‌های مختلف را درگیر کرده است.
مردم ایران، سال‌هاست با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. تورم، بیکاری، گرانی، ناامنی روانی و آینده‌ای مبهم، باعث شده است که بسیاری از انسان‌ها بیشتر از آنکه زندگی کنند، فقط برای دوام آوردن تلاش کنند. در چنین شرایطی، خستگی تنها جسم را درگیر نمی‌کند؛ روح جامعه را نیز فرسوده می‌سازد. انسان‌هایی که هر روز با اضطراب از خواب بیدار می‌شوند و شب را با نگرانی به پایان می‌رسانند، کم‌کم بخشی از امید و آرامش خود را از دست می‌دهند. این فرسودگی خاموش، همان چیزی است که بغض یک ملت را شکل می‌دهد.
از منظر سیاسی، بغض فروخورده زمانی شکل می‌گیرد که فاصله میان مردم و امکان بیان آزادانه دردها و خواسته‌هایشان بیشتر شود. جامعه‌ای که در آن بسیاری احساس کنند صدایشان شنیده نمی‌شود، به‌تدریج به سمت سکوتی سنگین حرکت می‌کند. این سکوت، نشانه آرامش نیست؛ نشانه خستگی و بی‌اعتمادی است. وقتی انسان بارها تلاش کند دردهایش را بگوید اما تغییری نبیند، کم‌کم یاد می‌گیرد سکوت کند. این سکوت طولانی، شاید در ظاهر آرام باشد، اما در درون خود انباشته از خشم، اندوه و ناامیدی است.

نام: نسلی که فقط دوام آورد




 نام: نسلی که فقط دوام آورد

ما نسلی بودیم که قرار بود زندگی کنیم، اما بیشتر از آنکه زندگی را تجربه کنیم، فقط دوام آوردیم. از همان سال‌هایی که تازه فهمیدیم دنیا چیست، یاد گرفتیم نگرانی بخشی از نفس کشیدن است؛ نگرانی از فردا، از گرانی، از نداشتن، از آینده‌ای که هر روز دورتر می‌شد. کودکی‌مان میان خبرهای تلخ گذشت، جوانی‌مان زیر فشار ناامیدی قد کشید و بزرگسالی‌مان قبل از آنکه شروع شود، خسته شد. ما نسلی شدیم که بیشتر از رؤیا داشتن، بلد بود تحمل کند. هر بار که خواستیم چیزی بسازیم، بحرانی تازه از راه رسید. هر بار که خواستیم امیدوار شویم، واقعیت محکم‌تر از آرزوها به صورتمان خورد. کم‌کم یاد گرفتیم آرزوهایمان را کوچک کنیم، توقع

نام: مرگ آرام رؤیاها در ایران




 نام: مرگ آرام رؤیاها در ایران

رؤیا، همیشه بخشی از زندگی انسان بوده است؛ چیزی که به او امید ادامه دادن می‌دهد و باعث می‌شود سختی‌ها را تحمل کند. هر نسلی با آرزوهایی بزرگ رشد می‌کند؛ آرزوی آرامش، پیشرفت، آزادی، امنیت و ساختن آینده‌ای بهتر. اما در ایران امروز، برای بسیاری از مردم، رؤیاها دیگر شبیه گذشته زنده و روشن نیستند. آن‌ها آرام‌آرام فرسوده شده‌اند؛ نه با یک اتفاق ناگهانی، بلکه با سال‌ها فشار، ناامیدی، بحران اقتصادی و احساس بی‌ثباتی. مرگ رؤیاها در ایران، یک فروپاشی ناگهانی نیست؛ یک خاموش شدن تدریجی است، شبیه چراغی که هر روز کم‌نورتر می‌شود تا جایی که دیگر نوری از آن باقی نمی‌ماند.
نسل جوان، بیش از هر قشر دیگری این فرسایش را تجربه کرده است. نسلی که با وعده آینده‌ای بهتر بزرگ شد، اما وقتی وارد زندگی واقعی شد، با دیوارهای بلندی از گرانی، بیکاری، محدودیت و ناامیدی روبه‌رو گردید. بسیاری از جوان‌ها امروز نه به دنبال موفقیت‌های بزرگ، بلکه فقط در تلاش برای داشتن یک زندگی معمولی‌اند؛ زندگی‌ای که در بسیاری از کشورها ابتدایی‌ترین حق هر انسان محسوب می‌شود. وقتی داشتن خانه، شغل ثابت، آرامش روانی یا حتی امید به آینده به آرزویی دوردست تبدیل شود، انسان کم‌کم احساس می‌کند رؤیاهایش جایی در واقعیت ندارند.
از منظر سیاسی، مرگ آرام رؤیاها نتیجه مستقیم سال‌ها سیاست‌گذاری ناپایدار، بحران‌های اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی است. جامعه‌ای که در آن مردم مدام با تورم، ناامنی اقتصادی و فشارهای روانی روبه‌رو باشند، به‌تدریج توان رؤیاپردازی خود را از دست می‌دهد. انسان، زمانی می‌تواند برای آینده برنامه‌ریزی کند که احساس ثبات و امنیت داشته باشد. اما وقتی فرد هر روز نگران معیشت، آینده شغلی یا حتی ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی باشد، رؤیا جای خود را به بقا می‌دهد. در چنین

۱۴۰۵ خرداد ۵, سه‌شنبه

گزارشی از آخرین وضعیت مهسا زیدآبادی در زندان تربت حیدریه



 

گزارشی از آخرین وضعیت مهسا زیدآبادی در زندان تربت حیدریه

خبرگزاری هرانا – مهسا زیدآبادی، شهروند اهل سبزوار هفت روز است که توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده و هم‌اکنون به‌صورت بلاتکلیف در زندان تربت حیدریه نگهداری می‌شود.

بند زنان زندان اوین؛ ۵ زندانی سیاسی از دسترسی به تماس تلفنی محروم شدند



 

بند زنان زندان اوین؛ ۵ زندانی سیاسی از دسترسی به تماس تلفنی محروم شدند

خبرگزاری هرانا – گلرخ ایرایی، زهرا صفایی، مرضیه فارسی، شیوا اسماعیلی و سکینه پروانه، پنج زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، از روز گذشته به صورت تنبیهی از حق استفاده از تلفن زندان محروم شده‌اند. این زندانیان همچنین پیش از این نیز از حق ملاقات حضوری با خانواده و وکلای خود محروم بوده‌اند و این محدودیت همچنان ادامه دارد.

۱۴۰۵ خرداد ۳, یکشنبه

هه‌نگاو؛ یک‌شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵




 هه‌نگاو؛ یک‌شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵

یک زن جوان اهل کرج روز گذشته توسط همسر خود با شیک مستقیم سلاح گرم کشته شد. انگیزه قاتل که ساعاتی پس از ارتکاب جرم بازداشت شده است، از انجام این قتل روشن نشده است.

یک زن در کرج توسط همسرش به قتل رسید



 

یک زن در کرج توسط همسرش به قتل رسید

خبرگزاری هرانا – روز گذشته، یک مرد در کرج با استفاده از سلاح گرم همسر خود را به قتل رساند. متهم پس از ساعاتی بازداشت شد

تهران؛ یک زن توسط همسرش به قتل رسید







 

تهران؛ یک زن توسط همسرش به قتل رسید

خبرگزاری هرانا – روز جمعه ۱ خردادماه، مردی در تهران، همسر خود را به دلیل اختلافات خانوادگی به قتل رساند. متهم توسط پلیس بازداشت شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از همشهری، یک زن در تهران توسط همسرش به قتل رسید.

یک زن قربانی کودک همسری در خوی توسط همسرش به قتل رسید



 

یک زن قربانی کودک همسری در خوی توسط همسرش به قتل رسید

خبرگزاری هرانا – یک زن قربانی کودک‌همسری در روستای تاریمیش از توابع شهرستان خوی، به دست همسرش به قتل رسید.

مصادره‌ی اموال: ابزاری «قانونی» برای سرکوب صدای مخالف؟/ ایمان سلیمانی



 

مصادره‌ی اموال: ابزاری «قانونی» برای سرکوب صدای مخالف؟/ ایمان سلیمانی

ماهنامه خط صلح – در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از تصویب و اجرای قانون «تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» در مهرماه ۱۴۰۴، موضوع مصادره و توقیف اموال شهروندان ایرانی و به‌ویژه ایرانیان ساکن خارج از کشور — از افراد عادی گرفته تا خبرنگاران، تحلیل‌گران و سلبریتی‌ها — به یکی از بحث‌برانگیزترین مسائل حقوقی و سیاسی ایران تبدیل شده است. در واقع این روند به‌عنوان ابزاری برای سرکوب مطالبه‌گری و مخالفت با حکومت مورد استفاده قرار گرفته است.

علاوه بر این، در روزهای اخیر حکومت جمهوری اسلامی برای تحت فشار قرار دادن منتقدان، مخالفان و معترضان، و نیز انتقام‌گیری سیاسی، بحث سلب تابعیت از ایرانیان ساکن خارج کشور را برجسته کرده است. این در حالی است که سلب تابعیت و موارد آن صراحتاً در قانون مدنی احصائ شده و اساساً از اختیارات دولت است، نه قوه‌ی قضاییه. دخالت و اقدام یک‌سویه و هماهنگ دستگاه‌های اطلاعاتی و قوه‌ی قضاییه در این زمینه، صرفاً در راستای فشار بر افراد و اجبار به سکوت است. از سوی دیگر، سلب تابعیت در شمول قانون مجازات اسلامی قرار نمی‌گیرد؛ نه جرم محسوب می‌شود و نه مجازات، بنابراین ورود ارکان قضایی به آن فاقد مبنای قانونی است. در نتیجه، چنین اقداماتی خلاف قانون و فاقد هرگونه توجیه و اعتبار حقوقی است.

۱۴۰۵ خرداد ۲, شنبه

هه‌نگاو؛ دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵




 هه‌نگاو؛ دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

با گذشت ١١٠ روز از بازداشت الناز اقبالی و همسرش سعید سمیعی که در ژریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده‌اند، این زوج کماکان در زندان وکیل‌آباد مشهد محبوس هستند.

مریم کلاته


 

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد



 

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

خبرگزاری هرانا – وریشه مرادی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، از بابت پرونده جدیدی که در دوران حبس علیه وی گشوده شده است، به شش ماه حبس محکوم شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وریشه مردای به حبس محکوم شد.

براساس حکمی که اخیراً صادر و به این زندانی سیاسی ابلاغ شده است، خانم مرادی از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به شش ماه حبس محکوم شده است.

لیلا حسین زاده



 

لیلا حسین زاده

 نام مستعار:
تاریخ یا سال تولد:
اتهامات: اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور
محکومیت: ۵ سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی

مرگ یک نوجوان در مشهد هنگام فرار از تعرض؛ دو متهم بازداشت شدند



 

مرگ یک نوجوان در مشهد هنگام فرار از تعرض؛ دو متهم بازداشت شدند

خبرگزاری هرانا – یک نوجوان ۱۷ ساله در مشهد، پس از آنچه تلاش برای تعرض جنسی از سوی دو مرد عنوان شده، با سقوط از پنجره یک واحد مسکونی جان خود را از دست داد. در این رابطه، دو مرد بازداشت شدند.

اعتراضات ۱۴۰۴؛ دیوان عالی احکام اعدام محمدرضا مجیدی‌اصل و بیتا همتی را نقض کرد

https://donyaye-pak.blogspot.com/




 

اعتراضات ۱۴۰۴؛ دیوان عالی احکام اعدام محمدرضا مجیدی‌اصل و بیتا همتی را نقض کرد

خبرگزاری هرانا – احکام اعدام محمدرضا مجیدی‌اصل و همسرش بیتا همتی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، توسط دیوان عالی کشور نقض شد. این افراد پیشتر با حکم قاضی ایمان افشاری به اعدام محکوم شده بودند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دیوان عالی کشور احکام اعدام دو تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، را نقض کرد.

حبس بدون تصمیم؛ بلاتکلیفی بهزاد یزدانی و رومینا خزعلی، زوج بهائی ادامه دارد



 

حبس بدون تصمیم؛ بلاتکلیفی بهزاد یزدانی و رومینا خزعلی، زوج بهائی ادامه دارد

خبرگزاری هرانا – بهزاد یزدانی و رومینا خزعلی، زوج بهائی ساکن شیراز، علیرغم گذشت بیش از ۵۰ روز از زمان بازداشت، همچنان به صورت بلاتکلیف در زندان عادل آباد شیراز نگهداری می‌شوند.

غزل مرزبان به بیش از ۹ سال حبس محکوم شد



 

غزل مرزبان به بیش از ۹ سال حبس محکوم شد

خبرگزاری هرانا – غزل مرزبان، نوکیش مسیحی محبوس در زندان اوین، با حکم قاضی ایمان افشاری به ۹ سال و هشت ماه حبس محکوم شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، غزل مرزبان به حبس محکوم شد.

گزارشی از آخرین وضعیت بهار صحرائیان، وکیل دادگستری در زندان عادل آباد شیراز



 

گزارشی از آخرین وضعیت بهار صحرائیان، وکیل دادگستری در زندان عادل آباد شیراز

خبرگزاری – بهار صحرائیان، وکیل دادگستری محبوس در زندان عادل آباد شیراز، کماکان به‌صورت بلاتکلیف در این زندان در بازداشت موقت به‌سر می‌برد و از ملاقات با خانواده محروم است.

یک زن در فریدونکنار توسط یکی از بستگان خود به قتل رسید



 

یک زن در فریدونکنار توسط یکی از بستگان خود به قتل رسید

خبرگزاری هرانا – یک زن ۲۶ ساله در شهرستان فریدونکنار توسط یکی از بستگان خود به قتل رسید. متهم توسط ماموران پلیس بازداشت شده است.

یک زن در تهران توسط مرد مورد علاقه‌اش به قتل رسید



 

یک زن در تهران توسط مرد مورد علاقه‌اش به قتل رسید

خبرگزاری هرانا – مردی در تهران، زن مورد علاقه‌اش را با خوراندن قرص برنج به قتل رساند. متهم بازداشت و پس از حدود دو ماه به این اقدام اعتراف کرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از جوان آنلاین، مردی در تهران معشوقه خود را به قتل رساند.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

گفتگو با دختر رضا خندان، یکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین/ دینا قالیباف



 

گفتگو با دختر رضا خندان، یکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین/ دینا قالیباف

ماهنامه خط صلح – با تشدید تنش‌های نظامی و گسترش درگیری‌ها میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده، وضعیت زندان‌ها و به‌ویژه زندانیان سیاسی، بیش از پیش در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است. در شرایطی که توجه افکار عمومی و رسانه‌ها عمدتاً بر تحولات میدانی و پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ متمرکز شده، وضعیت زندانیان و خانواده‌های آن‌ها به حاشیه رانده شده است. این در حالی است که تجربه‌های پیشین نشان داده در شرایط بحران، گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده –از جمله زندانیان— بیش از دیگران در معرض آسیب قرار می‌گیرند. روایت پیش‌رو، بر اساس گفتگو با «مهراوه خندان»، دختر رضا خندان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، تصویری از این وضعیت در روزهای اخیر ارائه می‌دهد؛ تصویری از اضطراب، بی‌خبری و نوعی فرسایش تدریجی که هم زندانیان و هم خانواده‌هایشان را دربرگرفته است.

نام«دردهایی که کسی نمی‌شنود




 نام«دردهایی که کسی نمی‌شنود

در این روزهای ایران، آدم‌ها بیشتر از آنکه زندگی کنند، در حال تحمل کردن‌اند. خیابان‌ها شلوغ‌اند، خانه‌ها پر از آدم است، صداها همه‌جا شنیده می‌شود، اما پشت تمام این هیاهو، دردهایی وجود دارد که کسی واقعاً آن‌ها را نمی‌شنود. دردهایی که آن‌قدر تکرار شده‌اند که کم‌کم عادی به نظر می‌رسند؛ خستگی‌هایی که پشت لبخند پنهان می‌شوند، نگرانی‌هایی که شب‌ها اجازه خواب نمی‌دهند و بغض‌هایی که سال‌ها در گلوی مردم مانده‌اند بی‌آنکه فرصتی برای فریاد پیدا کنند. جامعه‌ای که مدت طولانی زیر فشار بماند، یاد می‌گیرد دردهایش را مخفی کند؛ نه چون درد ندارد، بلکه چون احساس می‌کند شنیده نخواهد شد. در ایران امروز، خیلی‌ها دیگر حتی درباره رنج‌هایشان حرف نمی‌زنند. کارگری که ماه‌ها حقوق نگرفته، مادری که نگران آینده فرزندش است، جوانی که هر روز بیشتر از رؤیاهایش فاصله می‌گیرد، زنی که زیر فشار محدودیت و ترس زندگی می‌کند، و انسانی که از فردا فقط ابهام می‌بیند؛ همه در سکوتی سنگین کنار هم زندگی می‌کنند. این سکوت، از آرامش نیست؛ از خستگی است. خستگیِ توضیح دادن دردهایی که سال‌هاست تکرار می‌شوند و باز هم چیزی تغییر نمی‌کند. از نگاه سیاسی، خطرناک‌ترین اتفاق برای یک جامعه شاید همین عادی شدن رنج باشد. وقتی فشار اقتصادی، ناامنی روانی، محدودیت‌های اجتماعی و ترس از آینده، به بخشی طبیعی از زندگی مردم تبدیل

نام:زنان زیر سایه محدودیت




 نام:زنان زیر سایه محدودیت

زن بودن، در بسیاری از جوامع، تنها یک هویت انسانی نیست؛ گاهی به معنای زندگی کردن در میان مرزهایی‌ست که دیگران تعیین کرده‌اند. در ایران امروز، بسیاری از زنان نه فقط با مشکلات اقتصادی و اجتماعی مشترک با دیگر اقشار جامعه، بلکه با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند که مستقیماً به جنسیت آن‌ها گره خورده است. محدودیت در انتخاب، در پوشش، در سبک زندگی، در حضور اجتماعی و حتی گاهی در بیان ساده‌ترین خواسته‌ها. این محدودیت‌ها، آرام‌آرام بخشی از زندگی روزمره زنان شده‌اند؛ آن‌قدر تکرارشونده که گاهی دردشان در سکوت پنهان می‌شود و تنها خستگی عمیقی از خود به جا می‌گذارند. زن ایرانی سال‌هاست یاد گرفته چگونه میان خواستن و نداشتن تعادل برقرار کند؛ چگونه آرزوهایش را کوچک‌تر کند تا با دیوارهای بلند واقعیت برخورد نکند. بسیاری از زنان، از همان کودکی با قوانینی نانوشته بزرگ می‌شوند؛ قوانینی که به آن‌ها یاد می‌دهد باید محتاط‌تر باشند، کمتر اعتراض کنند و بیشتر خود را با شرایط وفق دهند. در چنین فضایی، زن بودن گاهی به معنای جنگیدن خاموش برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی است؛ جنگی که شاید همیشه دیده نشود، اما هر روز در زندگی میلیون‌ها زن جریان دارد. از منظر سیاسی، محدودیت‌های زنان را نمی‌توان تنها مسئله‌ای فرهنگی دانست. بخش بزرگی از این محدودیت‌ها، در ساختارهای قانونی و

نام:زندگی زیر سایه ترس




 نام:زندگی زیر سایه ترس

ترس، همیشه با صدای بلند وارد زندگی انسان نمی‌شود؛ گاهی آرام، بی‌صدا و تدریجی در ذهن و رفتار مردم ریشه می‌دواند تا جایی که انسان دیگر متوجه حضور دائمی آن نمی‌شود. جامعه‌ای که برای مدت طولانی زیر فشار بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زندگی کند، کم‌کم به فضایی می‌رسد که در آن ترس، بخشی از زندگی روزمره می‌شود؛ ترس از گفتن، ترس از آینده، ترس از قضاوت، ترس از فقر، و حتی ترس از امید داشتن. در ایران امروز، بسیاری از مردم نه در میان جنگ و ویرانی، بلکه در دل نوعی اضطراب دائمی زندگی می‌کنند؛ اضطرابی که آرام‌آرام روح جامعه را خسته و فرسوده کرده است. زندگی زیر سایه ترس، فقط به معنای وجود تهدیدهای آشکار نیست، بلکه زمانی آغاز می‌شود که انسان احساس کند امنیت روانی و اجتماعی‌اش شکننده است. وقتی فرد نداند فردای اقتصادی‌اش چگونه خواهد بود، وقتی نتواند آزادانه نظرش را بیان کند، یا وقتی هر تصمیم ساده‌ای با نگرانی و فشار همراه باشد، ترس تبدیل به بخشی از ساختار زندگی می‌شود. این ترس، شاید همیشه دیده نشود، اما در رفتار مردم، در سکوت‌های طولانی، در احتیاط‌های دائمی و در خستگی جمعی جامعه حضور دارد. از منظر سیاسی، ترس می‌تواند به ابزاری برای کنترل اجتماعی تبدیل شود. در بسیاری از جوامع، محدودیت‌های گسترده، فضای مبهم و نبود شفافیت، باعث می‌شود مردم بیش از آنکه به مشارکت و تغییر فکر کنند، به حفظ امنیت شخصی خود بیندیشند. در چنین فضایی، انسان‌ها یاد

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

نام:دستمزدهای معلق؛ کارگرانی میان زحمت و فراموشی




 نام:دستمزدهای معلق؛ کارگرانی میان زحمت و فراموشی

کارگر، ستون خاموش هر جامعه است؛ انسانی که با نیروی جسم و زمان خود، چرخ‌های اقتصاد را به حرکت درمی‌آورد، اما اغلب کمترین سهم را از امنیت، رفاه و آرامش دارد. در ایران، مسئله حقوق عقب‌افتاده کارگران، سال‌هاست که از یک مشکل صنفی فراتر رفته و به بحرانی اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. کارگرانی که ماه‌ها دستمزد دریافت نمی‌کنند، تنها با تأخیر در پرداخت پول روبه‌رو نیستند؛ آن‌ها با فرسایش تدریجی کرامت انسانی، ناامیدی و احساس بی‌ارزشی مواجه‌اند. وقتی انسانی برای ابتدایی‌ترین حق خود، یعنی دستمزد حاصل از کارش، ناچار به انتظار، اعتراض یا التماس شود، مسئله دیگر فقط اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌ای از اختلال در عدالت اجتماعی و ساختارهای مدیریتی جامعه است. در ظاهر، حقوق عقب‌افتاده ممکن است نتیجه مشکلات مالی شرکت‌ها یا بحران‌های اقتصادی تلقی شود، اما در لایه‌ای عمیق‌تر، این وضعیت بازتاب سیاست‌هایی است که در آن، امنیت شغلی و معیشت کارگران در اولویت قرار نگرفته است. بسیاری از کارگران در شرایطی کار می‌کنند که نه قراردادهای پایدار دارند، نه پشتوانه حمایتی کافی، و نه اطمینانی از آینده. در چنین فضایی، کارگر بیش از آنکه احساس کند بخشی از روند تولید و توسعه است، خود را قربانی چرخه‌ای می‌بیند که در آن زحمتش دیده نمی‌شود. از منظر سیاسی، نحوه برخورد با مطالبات کارگری، نشان‌دهنده نوع رابطه میان حاکمیت و طبقات زحمتکش جامعه است. زمانی که اعتراض کارگران برای دریافت حقوق معوقه با بی‌توجهی، فشار یا برخوردهای امنیتی مواجه شود، این پیام به جامعه منتقل می‌شود که مطالبه ابتدایی‌ترین حقوق نیز می‌تواند هزینه‌بر باشد. در

نام«نسلی که آرزوهایش را آرام دفن کرد




 نام«نسلی که آرزوهایش را آرام دفن کرد

ما نسلی بودیم که با رؤیاهای بزرگ بزرگ شدیم؛ نسلی که فکر می‌کرد آینده قرار است روشن‌تر باشد، زندگی قرار است آسان‌تر شود و تلاش، بالاخره روزی نتیجه بدهد. کودکی‌مان پر بود از تصویر فردایی که در آن، آرامش نزدیک به نظر می‌رسید. اما هرچه بزرگ‌تر شدیم، فاصله میان آرزوها و واقعیت بیشتر شد؛ آن‌قدر بیشتر که بعضی از ما یاد گرفتیم آرزوهایمان را پیش از رسیدن، در سکوت دفن کنیم. در ایران امروز، بسیاری از جوان‌ها دیگر از نرسیدن خسته نشده‌اند؛ از امید داشتن خسته شده‌اند. خستگی واقعی، وقتی شروع می‌شود که انسان دیگر حتی توان رؤیا دیدن را هم از دست بدهد. ما نسلی شدیم که مدام میان خواستن و نتوانستن معلق ماند؛ نسلی که هر بار خواست چیزی بسازد، دیواری تازه روبه‌رویش قد کشید. گرانی، بیکاری، ناامنی روانی، محدودیت‌های اجتماعی و ترس از آینده، آرام‌آرام چیزی را در درون ما خاموش کرد؛ همان شوق ساده‌ای که روزی باعث می‌شد برای فردا برنامه بریزیم. حالا خیلی‌ها فقط زندگی می‌کنند تا دوام بیاورند، نه برای ساختن آینده‌ای که دوستش دارند. از نگاه سیاسی، شاید تلخ‌ترین

ارومیه؛ بازداشت فروزان نوجوان، مدرس زبان انگلیسی توسط نیروهای حکومتی


 

ارومیه؛ بازداشت فروزان نوجوان، مدرس زبان انگلیسی توسط نیروهای حکومتی

گزارشی از بازداشت چهار زن در شهرهای تهران و دیواندره





 

گزارشی از بازداشت چهار زن در شهرهای تهران و دیواندره

بازداشت افسانه روزبهانی و بهنوش درویشی مادر و خواهر بهنام درویشی در نهاوند



 

بازداشت افسانه روزبهانی و بهنوش درویشی مادر و خواهر بهنام درویشی در نهاوند

بازداشت شلیر مدیرزاده و راشد امامی زوج هنرمند اهل پاوە

  بازداشت شلیر مدیرزاده و راشد امامی زوج هنرمند اهل پاوە ۱۵ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۱۷   راشد امامی، هنرمند و شهروند کورد اهل پاوه و از بازداشت‌شدگان ج...