۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

نام:خانه‌ای که امن نبود




 نام:خانه‌ای که امن نبود

خانه باید جایی باشد برای آرامش، پناهی دور از ترس‌های بیرون، جایی که انسان بتواند بی‌دغدغه نفس بکشد و احساس امنیت کند. اما برای بسیاری، خانه نه مأمن آرامش، بلکه مکانی برای تحمل درد، ترس و سکوتی اجباری است. خشونت خانگی، زخمی پنهان در دل جامعه است؛ زخمی که اغلب پشت دیوارهای بسته می‌ماند و صدایش کمتر به گوش می‌رسد. این خشونت فقط یک مسئله شخصی یا خانوادگی نیست، بلکه بازتاب ساختارهایی است که در آن، قدرت، نابرابر توزیع شده و سکوت قربانی، طبیعی جلوه داده می‌شود. در جامعه‌ای که بسیاری از روابط بر پایه ترس، وابستگی یا فشارهای فرهنگی شکل گرفته‌اند، خشونت می‌تواند آرام‌آرام عادی شود؛ آن‌قدر عادی که فریادهای خاموش، دیگر حتی توجه کسی را جلب نکنند. زنانی که شب‌ها با ترس می‌خوابند، کودکانی که خشونت را پیش از محبت می‌آموزند، و انسان‌هایی که هر روز بخشی از امنیت روانی خود را از دست می‌دهند، تنها قربانی یک فرد خشن نیستند؛ آن‌ها قربانی سکوت جمعی و ساختارهایی‌اند که نتوانسته‌اند از آن‌ها حمایت کنند. از نگاه سیاسی، نحوه مواجهه با

خشونت خانگی نشان‌دهنده میزان اهمیت حقوق فردی در یک جامعه است. وقتی قوانین حمایتی ناکافی باشند، یا قربانی برای اثبات درد خود مجبور به عبور از مسیرهای پیچیده و فرسایشی شود، خانه به مکانی تبدیل می‌شود که در آن عدالت کمتر از همیشه حضور دارد. در چنین شرایطی، بسیاری ترجیح می‌دهند سکوت کنند؛ نه چون درد ندارند، بلکه چون امیدی به شنیده شدن ندارند. این سکوت، همان چیزی است که خشونت را زنده نگه می‌دارد و آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند. خشونت خانگی فقط کبودی روی پوست نیست؛ زخمی‌ست که در ذهن و روح باقی می‌ماند. انسانی که هر روز تحقیر، ترس یا تهدید را تجربه می‌کند، به‌تدریج بخشی از خود را از دست می‌دهد؛ اعتمادش، امیدش و حتی باورش به داشتن حق زندگی آرام. این فرسایش روانی، آرام و بی‌صدا اتفاق می‌افتد، اما اثرش می‌تواند سال‌ها باقی بماند. جامعه‌ای که نسبت به این درد بی‌تفاوت باشد، در حقیقت بخشی از انسانیت خود را نادیده گرفته است. در ایران، بسیاری از قربانیان خشونت خانگی میان ترس از قضاوت اجتماعی، وابستگی اقتصادی و نبود حمایت کافی گرفتار می‌شوند. گاهی سنت، آبرو یا ترس از تنهایی، به زنجیری تبدیل می‌شود که راه خروج را دشوارتر می‌کند. در چنین فضایی، خانه‌ای که باید محل امنیت باشد، به جایی برای تحمل خاموش رنج بدل می‌شود. این مسئله نشان می‌دهد که خشونت خانگی فقط نتیجه خشم فردی نیست، بلکه ریشه در فرهنگ، اقتصاد و سیاست نیز دارد. در نهایت، مقابله با خشونت خانگی تنها با مجازات یا واکنش‌های مقطعی ممکن نیست. این مسئله نیازمند تغییری عمیق در نگاه جامعه، قوانین حمایتی و شیوه آموزش نسل‌هاست. تا زمانی که قربانی مجبور باشد برای حفظ ظاهر، درد خود را پنهان کند، این چرخه ادامه خواهد داشت. خانه، زمانی معنا پیدا می‌کند که در آن امنیت، احترام و آرامش وجود داشته باشد؛ و جامعه‌ای که نتواند این امنیت را برای اعضای خود فراهم کند، دیر یا زود با زخمی روبه‌رو خواهد شد که از پشت همان دیوارهای بسته آغاز شده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

گفتگو با دختر رضا خندان، یکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین/ دینا قالیباف

  گفتگو با دختر رضا خندان، یکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین/ دینا قالیباف ماهنامه خط صلح – با تشدید تنش‌های نظامی و گسترش درگیری‌ه...