تبارشناسی غارت ملی؛ تحلیل ساختار تاراج سفرههای تودهها و مقصد درآمدهای نفتی وطن
پوستر مفهومی و تکاندهندهی موجود در فایل 1000121450.jpg با طرح پرسش بنیادین و حیاتی «پول فروش نفت ایران به کجا میرسد؟» در کنار تصویری از پالایشگاههای دودگرفته زیر پرچم وطن، دست بر روی گسل اصلی نارضایتیهای ساختاری و آپارتاید اقتصادی حاکم بر ایران امروز میگذارد. این پرسش، فراتر از یک مانیفستِ سادهی معیشتی، کالبدشکافی دقیقِ فرآیند سقوط طبقاتی ملّتی است که روی دریایی از طلای سیاه و منابع غنی زیرزمینی زندگی میکند، اما سهم روزمرهاش از این ثروت خدادادی، چیزی جز فقر تحمیلی، زبالهگردی، سفرههای تهی و محرومیت مفرط از ابتداییترین امکانات درمانی و زیستی نیست. رژیم ملاها و کارتلهای اقتصادی-امنیتی وابسته به الیگارشی حاکم، ثروتهای حاصل از فروش نفت و گاز این مرز و بوم را به جای تزریق به زیرساختهای رو به اضمحلال نظام سلامت، نوسازی شبکه فرسوده انرژی یا بازسازی مدارس مناطق محروم، رسماً در دو دالان تاریک و ضدِسیستم هزینه میکنند؛ دالان نخست، توسعه و تجهیز ماشین سرکوب داخلی، دستگاههای عریض و طویل تبلیغات ایدئولوژیک و ساختارهای خفقانآور حراستی است، و دالان دوم، تأمین مالی، تسلیحاتی و لجستیکی گروههای نیابتی در منطقه و پیشبرد نقشههای تروریستی و پایداریستیزانه است که هیچ پیوندی با منافع ملی و رفاه ملت ایران ندارد.
تحلیل جامعهشناختی و اقتصادی این تاراج سیستماتیک نشان میدهد که رژیم با مصادرهی درآمدهای نفتی، به عمد جامعه را در یک وضعیتِ اضطرار معیشتی پایدار نگاه میدارد تا توانِ پویایی مدنی و تحرک سیاسی تودهها را تحت تدابیر شدید فقر اقتصادی منجمد کند. دودی که در تصویر فایل 1000121450.jpg از دودکشهای پالایشگاهها به آسمان میرود، در واقع خاکستر آرزوها، تخصص، سرمایههای اجتماعی و جانهای بیگناهی است که در بیمارستانها به دلیل نبود داروهای استراتژیک یا در حاشیهی شهرها به علت سوءتغذیه ساختاری پرپر میشوند. این فرآیند غارت بوروکراتیک، فرسایندهترین شکل ستم را در تاریخ معاصر رقم زده است؛ جایی که حاکمیت غاصب با پولِ نفتِ متعلق به مردم، طنابهای دار را میبافد، گلولههای سرکوب خیابان را تأمین میکند و پایههای استبداد خود را علیه همان صاحبان اصلی ثروت محکمتر میسازد. با این حال، تعمیق آگاهی عمومی و پیوند ارگانیک میان جنبشهای کارگری، مالباختگان و نسلهای جانبهلبآمدهی جوان ثابت کرده است که این پارادوکسِ تلخِ «ملتِ فقیر بر روی گنجِ نفت»، به قویترین انگیزه برای فروپاشی دگماتیسم حکومتی بدل شده است. خشم برخاسته از این تبعیض عریان، در حال تبدیل شدن به موجی توفنده و یکپارچه است که در نهایت، چرخدندههای فاسد اختلاس و غارت را متوقف خواهد کرد و ثروتهای ملی، کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت را از دستاندازان و ضحاکان زمانه باز پس خواهد گرفت تا آیندهی روشن ایران به دست صاحبانِ واقعیاش رقم بخورد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر