۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه
نام: «مرزهای خاموش»
میداند کدام روایت کامل است، وقتی هر روایت از جایی بریده شده. قدرت همیشه با چهرهای رسمی میآید، با واژههایی حسابشده، دقیق، بیلغزش، اما در سایههای همین نظم ظاهری ترس آهسته رشد میکند و اعتماد مثل برفی در آفتاب بیصدا آب میشود، بیآنکه کسی لحظهی نابودیاش را ببیند. مردم اما هنوز در دل خود چیزی شبیه امید نگه داشتهاند؛ امیدی که نه در شعارهاست، نه در وعدههای تکراری، بلکه در نگاههای کوتاه، در همدلیهای بینام، در سکوتهایی که معنا دارند. سیاست، این بازی پیچیدهی قدرت، گاهی آنقدر از انسان دور میشود که فراموش میکند هر تصمیم سرنوشت یک زندگیست و هر قانون میتواند پلی باشد یا دیواری بلندتر از همیشه. و در این میان نسلی ایستاده است میان گذشته و آینده، با پرسشهایی که پاسخ ندارند و آرزوهایی که هنوز زندهاند؛ نسلی که یاد گرفته میان گفتن و نگفتن تعادل سختی پیدا کند. شاید روزی این مرزهای خاموش فرو بریزند و صداها بدون ترس راه خود را پیدا کنند، شاید حقیقت دیگر نیازی به پنهان شدن نداشته باشد و سیاست دوباره به انسان برگردد. تا آن روز، این سکوتها، این نگاهها، این قدمهای آرام داستانی را روایت میکنند که در هیچ بیانیهای نوشته نشده، اما در دل یک ملت هر روز، هر لحظه تکرار میشود.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
بازداشت ۲ وکیل دادگستری پس از احضار به دادسرای تبریز
بازداشت ۲ وکیل دادگستری پس از احضار به دادسرای تبریز خبرگزاری هرانا – رضا اکبری عدل و محمد اسمعیلی علافی، دو وکیل دادگستری عضو کانون وکلای...
-
https://donyaye-pak.blogspot.com/ نام: «آزادی بیان؛ صدایی میان محدودیت و قدرت» آزادی بیان در هر جامعهای، یکی از مهمترین شاخصهای توسعه سی...
-
نام: «شکنجه روحی؛ زخمی که دیده نمیشود همه زخمها روی بدن باقی نمیمانند. برخی زخمها نه خون دارند، نه کبودی و نه نشانهای که بتوان آنها ر...
-
میهنمان را دوست داشتیم ولی باید سرزمین دیگری میبافتیم عشقِ بیدریغ، ریشهدار و جانکاه به میهن، فراتر از یک تعلقِ خاطرِ ساده یا حسِ نوستا...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر