۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

نام: «سکوتی که فریاد شد»




 نام: «سکوتی که فریاد شد»

در جامعه‌ای که بسیاری از دردها پشت درهای بسته می‌مانند، رنج زنانی که قربانی تجاوز می‌شوند، یکی از عمیق‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین زخم‌های اجتماعی است. این مسئله تنها یک فاجعه فردی یا اخلاقی نیست، بلکه بازتابی از ساختارهای پیچیده سیاسی، فرهنگی و حقوقی است که در آن، صدای قربانی اغلب پیش از آنکه شنیده شود، خاموش می‌گردد. در چنین فضایی، سکوت نه از سر رضایت، بلکه نتیجه ترس، شرم و بی‌اعتمادی به سازوکارهایی است که باید پناه باشند، نه مانع. وقتی از تجاوز سخن گفته می‌شود، نگاه‌ها اغلب به سوی فرد مجرم یا قربانی می‌رود، اما آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، زمینه‌ای است که امکان وقوع و تداوم چنین خشونتی را فراهم می‌کند. قوانین، نحوه اجرای عدالت، و نوع مواجهه نهادهای رسمی با این پدیده، همگی در شکل‌گیری تجربه قربانی نقش دارند. اگر ساختار حقوقی به گونه‌ای باشد که اثبات جرم دشوار، فرآیند رسیدگی فرسایشی و پیامدهای ا

جتماعی برای قربانی سنگین باشد، نتیجه آن چیزی جز بازتولید سکوت نخواهد بود. این سکوت، خود به نوعی به تداوم چرخه خشونت کمک می‌کند، زیرا فقدان گزارش و پیگیری، فضای امن‌تری برای متجاوزان ایجاد می‌کند. از منظر سیاسی، نحوه مواجهه با مسئله خشونت علیه زنان، نشان‌دهنده اولویت‌ها و حساسیت‌های حاکمیت نسبت به حقوق شهروندی است. هرگاه این موضوع به حاشیه رانده شود یا صرفاً در چارچوب‌های محدود و محافظه‌کارانه بررسی گردد، پیام روشنی به جامعه ارسال می‌شود: اینکه امنیت و کرامت زنان، در اولویت نخست قرار ندارد. این در حالی است که در بسیاری از جوامع، افزایش آگاهی عمومی، اصلاح قوانین و ایجاد نهادهای حمایتی، نقش مهمی در کاهش این نوع خشونت‌ها ایفا کرده است. نبود چنین رویکردی، شکاف میان واقعیت‌های اجتماعی و روایت‌های رسمی را عمیق‌تر می‌کند. در کنار این مسائل، فشارهای فرهنگی و اجتماعی نیز نقش پررنگی در تداوم این وضعیت دارند. در بسیاری از موارد، قربانیان نه تنها با آسیب روانی ناشی از حادثه مواجه هستند، بلکه از سوی جامعه نیز با قضاوت، سرزنش یا حتی طرد روبه‌رو می‌شوند. این وضعیت، تصمیم برای سخن گفتن را دشوارتر می‌کند و بسیاری را به سکوتی ناخواسته سوق می‌دهد. وقتی جامعه به جای حمایت، به بازتولید کلیشه‌ها و پیش‌داوری‌ها می‌پردازد، عملاً در کنار ساختارهای ناکارآمد، به مانعی دیگر در مسیر عدالت تبدیل می‌شود. مسئله تجاوز به زنان را نمی‌توان صرفاً با برخوردهای مقطعی یا واکنش‌های احساسی حل کرد. این پدیده نیازمند نگاهی عمیق و چندلایه است که همزمان به اصلاح قوانین، تغییر نگرش‌های فرهنگی و افزایش شفافیت در عملکرد نهادها بپردازد. تا زمانی که زنان احساس نکنند که می‌توانند بدون ترس از پیامدهای اجتماعی یا حقوقی، درباره تجربه‌های خود سخن بگویند، این چرخه ادامه خواهد داشت. آینده‌ای که در آن امنیت و کرامت انسانی به شکل واقعی تضمین شود، نیازمند اراده‌ای سیاسی است که فراتر از ملاحظات کوتاه‌مدت، به حقوق بنیادین انسان‌ها توجه کند. در نهایت، سکوتی که بر این مسئله سایه انداخته، خود به یک فریاد تبدیل شده است؛ فریادی که اگرچه شاید به گوش همه نرسد، اما در لایه‌های عمیق جامعه حضور دارد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. این صدا، خواهان دیده شدن، شنیده شدن و تغییر است؛ تغییری که نه تنها برای زنان، بلکه برای سلامت و پایداری کل جامعه ضروری است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

گفتگو با دختر رضا خندان، یکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین/ دینا قالیباف

  گفتگو با دختر رضا خندان، یکی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین/ دینا قالیباف ماهنامه خط صلح – با تشدید تنش‌های نظامی و گسترش درگیری‌ه...