مسلخِ اندیشه؛ پادگانسازی از نظام آموزشی و سنگرِ آگاهی در مدارسِ اسارت
سیاستهای فرسایشی و نظاممند رژیم ملایان در ایدئولوژیکسازی مفرط فضای آموزش و تبدیل مدارس به پادگانهای تزریق افراطگرایی، عریانترین هجمه به ساحت دانایی و آیندهی علمی یک ملت است. حاکمیتی که در مواجهه با فروافتادن به قعر بحرانهای اقتصادی و فروپاشی نظامهای رفاهی-درمانی قافیه را باخته، تمام توانِ بوروکراتیک خود را گسیل داشته تا با دگرگونی کتب درسی، تفکیکهای جنسیتی قرونوسطایی و پادگانی کردن اتمسفر مدارس، ذهنهای پویا و حقیقتجوی نسل جدید را در نطفه منجمد کند. این رویکرد مستبدانه، آموزش و پرورش را از کارکرد اصلی خود که همان پرورش تفکر انتقادی و تخصصگرایی است تهی ساخته و آن را به ماشین بوروکراسیِ ترویج خرافه و ذوب در ولایت بدل کرده است تا از این طریق، بقای ساختاری خود را از جیب هویت و روانِ معصومترین فرزندان این سرزمین تأمین کند.
اما کالبدشکافی این پارانویای امنیتی-آموزشی نشان میدهد که نیمکتهای چوبی کلاسها امروز به خطوط مقدمِ مقاومت و سنگرهای نوین نافرمانی مدنی تبدیل شدهاند. رژیم توتالیتر که گمان میکرد با حذف تصاویر، تحریف تاریخ و گماشتن مأموران عقیدتی در راهروهای مدارس میتواند نسلی فرمانبردار تربیت کند، امروز با بلوغ سیاسی و شجاعت ساختارشکنانهی دانشآموزانی مواجه شده است که مقنعههای تحمیلی را به نماد اعتراض بدل کرده و روایات دروغین حکومتی را در قلب کلاسها به چالش میکشند. این همبستگی و عصیانِ آگاهانه، نشاندهندهی شکستِ هژمونیک و ایدئولوژیک سیستمی است که تفکر و دانایی را بزرگترین تهدید برای ارکان خود میداند. فریاد آزادی که امروز از حیاط مدارس و حنجرههای پاک نسل جوان به گوش میرسد، پیوند ارگانیکی با مطالبات کارگران، مالباختگان و قشرهای جانبهلبآمده برقرار کرده و نویدبخشِ موجی توفنده است که فرجام عینی آن، در هم شکستن این حصارهای جهل و خفقان، پاکسازی ساحت آموزش از خرافات مذهبی و بازپسگیری حقِ آگاهی، کرامت و آزادی برای تمام فرزندان ایران خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر