«سلبِ حقِ بقا تحتِ لوای قانون»؛ تبارشناسیِ بوروکراسیِ جریمه، مالیات و ستاندنِ رمقِ آخرینِ مردم
اعمالِ فشارهای طاقتفرسا، مالیاتهای ستاندهشده از سفرههای خالی و هجومِ بیرحمانهی جریمههای ساختاری بر پیکرِ کسبوکارهای خرد و معیشتِ رمقباختهی مردم، فراتر از یک سیاستِ ابترِ مالی برای جبرانِ کسریِ بودجه، تبارشناسیِ یک بوروکراسیِ غارتگر برای سلبِ تدریجیِ حقِ بقا از تودههای آبرومند است. حاکمیتی که با بذلوبخششِ ثروتهای ملی، تاراجِ منابع و انهدامِ شریانهای اقتصادی، کشور را به ورطهی فروپاشی کشانده، اکنون بهجای مهارِ فسادِ الیگارشیِ حاکم و کارتلهای معاف از مالیاتِ وابسته به نهادهای سرکوب، شمشیرِ جراحیِ مالی را بر گردنِ زحمتکشان، اصنافِ خرد و دستفروشانِ جانبهلبآمده نهاده است. این مکانیزمِ خشنِ اخاذیِ قانونی که با تورمِ افسارگسیخته و افتِ شدیدِ توانِ خریدِ جامعه همراه شده، عمیقترین تهاجمِ سیستماتیک به حقِ حیات و تلاشی بوروکراتیک برای تخلیهی آخرین قطرههای توانِ مالیِ طبقاتِ فرودست و متوسط است.
کالبدشکافیِ این ساختارِ ستمگر نشان میدهد که چگونه دستگاهِ عریضانوفیلانِ مالیاتی و سامانههای جریمهساز، با جرمانگاریِ فعالیتهای معیشتیِ اولیه و اخذِ باجهای کلان تحتِ عناوینِ مختلفِ قانونی، زیستِ روزمرهی شهروندان را به شکنجهای مداوم بدل ساختهاند تا هزینههای سنگینِ ماشینِ سرکوب و ایدئولوژیِ رسمی را از جیبِ قربانیانِ خود تأمین کنند. رژیم با مصادرهی دسترنجِ تودهها و ایجادِ فضای ناامنیِ شغلی، در پیِ آن است تا جامعه را در چرخهی باطلِ تلاش برای پرداختِ بدهیها و سرکردنِ روز درگیر نگه دارد؛ استراتژیِ کثیفی که هدفِ آن سلبِ هرگونه فراغتِ فکری، توانِ کنشگری و ارادهی اعتراض از مردمِ آگاهی است که تحتِ بارِ این جفای بوروکراتیک کمر خم کردهاند.
اما این ستاندنِ بیرحمانهی رمقِ مردم و غارتِ قانونیِ سفرههای آبرومند، برخلافِ محاسباتِ اتاقهای فکرِ سیستم برای منفعل ساختنِ جامعه، ناکارآمدیِ کاملِ خود را به اثبات رسانده و به کاتالیزوری برای تعمیقِ خشمِ انباشته بدل گشته است. فشارِ مضاعفِ مالیاتی بر کسبوکارهایی که خود قربانیِ سوءمدیریتِ حاکمیت هستند، پیوندِ همافزایی میانِ بازاریان، اصناف، کارگران و تودههای محروم ایجاد کرده است؛ ارادهای جمعی و بازگشتناپذیر که بهنیکی میداند ریشهی این غارتِ بوروکراتیک نه در کمبودِ منابع، بلکه در ذاتِ یک دزدسالاریِ نهادینهشده است؛ آگاهیِ ساختارشکنی که سرانجام حصارهای این جفای مالیاتی را در هم خواهد شکست و حقِ حیات، کرامت و ثروتهای مصادرهشده را به مالکانِ واقعیِ این سرزمین بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر