۱۴۰۵ تیر ۲۴, چهارشنبه

رقصِ قلم بر جوهرِ بیداد؛ شلاقِ قانون‌نما بر پیکرِ بی‌گناهِ وطن




 رقصِ قلم بر جوهرِ بیداد؛ شلاقِ قانون‌نما بر پیکرِ بی‌گناهِ وطن

​تبدیلِ ساختار قضایی یک کشور به شعبه‌ای فرعی از اتاق‌های فکر امنیتی و بکارگیریِ کدهای قانونی به عنوان سلاحی بوروکراتیک برای حذف فیزیکی و مدنی منتقدان، عریان‌ترین نشانه از زوالِ اخلاقی و بی‌اعتباریِ مطلقی است که گریبانِ الیگارشی حاکم را گرفته است. حاکمیتی که در مهار ابربحران‌های کمرشکن معیشتی، ناتوانی در تأمین پایدار برق، آب و گاز کشور، و پاسخ به ابتدایی‌ترین نیازهای زیستی توده‌ها کاملاً فلج و ناتوان مانده، تمام توان تشکیلاتی و بوروکراتیک خود را گسیل داشته تا از پشت تریبون‌های به‌اصطلاح عدالت، دکترینِ وحشت را برای بقای خود بازتولید کند. صدور و اجرای احکام ناعادلانه، اعدام‌های شتاب‌زده‌ی سحرگاهی و محکومیت‌های سنگینِ فعالان مدنی، کارگری و زنان پیشرو، نه از موضع قدرت، بلکه واکنشی پارانویید به گسل‌های عمیق آگاهی جامعه‌ای است که مشروعیتِ این دادگاه‌های فرمایشی را مدت‌هاست در دادگاه افکار عمومی باطل کرده است. کالبدشکافی مکانیسمِ این بیدادگاه‌ها نشان می‌دهد که رژیم با گروگان گرفتنِ جان و آزادی شهروندان و صدور وثیقه‌های چند میلیاردی که منجر به مصادره‌ی سقف و پناهگاه خانواده‌ها می‌شود، عملاً عدالت را به یک بنگاه سوداگری ارزی و شکنجه‌ی جمعی بدل ساخته است. در این هندسه‌ی ستم، قاضی نه ناظری بی‌طرف بر اجرای قانون، بلکه مأمورِ اجرای فرامینِ امنیتی بیت است که مأموریت دارد با جرم‌انگاریِ حقِ دفاع از کرامت، کارِگری، کولبری و حقِ انتخابِ پوشش، ترس را به درون خانه‌ها پمپاژ کند. مصادره‌ی بودجه‌های عمومی سلامت و رفاه برای توسعه‌ی این ماشین سرکوب قضایی و پرداخت دستمزدهای نجومی به بازجویان و صادرکنندگان حکمِ مرگ، چهره‌ی واقعی سیستمی را عیان می‌کند که بقای فیزیکی خود را به قیمتِ نابودی تدریجی روان و امنیتِ یک ملت تعریف کرده است. اما تاریخِ سنگ‌فرش‌های این جغرافیا گواهی می‌دهد که این شلاق‌های بوروکراتیک و طناب‌های دار، کارایی روان‌شناختی خود را در برابر بلوغ و همبستگیِ منسجم توده‌ها به طور کامل از دست داده‌اند. هر حکمی که ناعادلانه صادر می‌شود، بجای تزریق وحشت، به پیوندی ارگانیک میان بازماندگان، کارگران جان‌به‌لب‌آمده، جوانان جسور و خانواده‌های دادخواه بدل می‌گردد و خشمِ پراکنده را به آگاهی انقلابی و ساختارشکن بدل می‌سازد. اراده‌ی بازگشت‌ناپذیر جامعه برای احقاقِ حق و برپایی حاکمیتی ملی بر پایه‌ی قانونِ مدنی و کرامت انسانی، نیرویی است که سرانجام این بیدادگاه‌های تاریک را در هم خواهد شکست و عدالتِ مصادره‌شده را به صاحبان واقعی این خاک بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

رقصِ قلم بر جوهرِ بیداد؛ شلاقِ قانون‌نما بر پیکرِ بی‌گناهِ وطن

  رقصِ قلم بر جوهرِ بیداد؛ شلاقِ قانون‌نما بر پیکرِ بی‌گناهِ وطن ​تبدیلِ ساختار قضایی یک کشور به شعبه‌ای فرعی از اتاق‌های فکر امنیتی و بکارگ...