۱۴۰۵ تیر ۲۴, چهارشنبه

سقوطِ پولِ ملی و «پدیده‌ی قیمت‌گذاری دلاری»؛ لغوِ حاکمیتِ ریال در جزیی‌ترین مبادلات مردم




 سقوطِ پولِ ملی و «پدیده‌ی قیمت‌گذاری دلاری»؛ لغوِ حاکمیتِ ریال در جزیی‌ترین مبادلات مردم

​سقوط آزاد و توقف‌ناپذیر ارزش پول ملی و به حاشیه رانده شدن کامل ریال در جزیی‌ترین مبادلات روزمره، فراتر از یک چالش اقتصادی، سند گویای فروپاشی حاکمیت مالی و بی‌اعتباری مطلق سیستمی است که تمام شریان‌های حیاتی فلات ایران را به مسلخ بقای ایدئولوژیک خود برده است. حاکمیتی که ثروت‌های ملی، منابع ارزی و درآمدهای نفتی وطن را از شریان‌های درمان، بهداشت، رفاه و آموزش عمومی مصادره می‌کند تا هزینه‌های گزاف توسعه تسلیحات بدون مرز و ماشین سرکوب سایبری خود را تامین کند، عملاً هویت پولی کشور را به کاغذی بی‌ارزش و بی‌اعتبار بدل ساخته است. پدیده‌ی قیمت‌گذاری دلاری کالاهای اساسی و حتی خدمات اولیه توسط خود توده‌ها در کف بازار، رفراندومِ بی‌صدایی است که در آن جامعه با بایکوت خودجوش ریال، اقتدار و بوروکراسی مالی رژیم ملایان را به طور کامل ملغی اعلام کرده است.
​کالبدشکافی روان‌شناختی این بحران نشان می‌دهد که فرسایش روزمره‌ی ناشی از «قیمت‌های بدون اعتبار چند ساعته» و نوسانات لحظه‌ای نرخ ارز، زیستِ توده‌های محروم و طبقه کارگر را به یک شکنجه‌ی مداوم و ممتد برای خرید ابتدایی‌ترین اقلام بقا تبدیل کرده است. در این بازار پرآشوب که حتی نان و پنیر سفره‌ها با نبض دلار نوسان می‌کند، پس‌اندازهای چند ده ساله به خاکستر تبدیل شده و کارگران و حقوق‌بگیران هر ثانیه شاهد آب رفتن توان خرید خود هستند. این استهلاک ساختاری، معیشت جامعه را به زیر خط بقای فیزیکی برده است، در حالی که مافیای انحصارطلب حکومتی با دستیابی به ارزهای رانتی دولتی، از این آشفتگی لحظه‌ای، سودهای نجومی به جیب می‌زند.
​اما این غارت بوروکراتیک و نابودی شالوده‌ی پول ملی، برخلاف محاسبات اتاق‌های فکر امنیتی برای زمین‌گیر ساختن اراده‌ی مردم در برهوت غم نان، به کاتالیزوری برای تعمیق آگاهی و خشم جمعی بدل شده است. جامعه به خوبی فهمیده است که ریشه‌ی این ویرانی نه در نوسانات بازارهای جهانی، بلکه در بطن فرقه امنیتی حاکم بر بیت است که زیست یک ملت را گروگان بقای خود کرده است. فریاد دادخواهی منسجمی که امروز از حلقوم بازنشستگان غارت‌شده، کارگران اعتصابی و جوانان جان‌به‌لب‌آمده برمی‌خیزد، جبهه‌ای متحد و بازگشت‌ناپذیر را شکل داده است که سرانجام حصارهای این غارت سیستماتیک را فرو خواهد ریخت و ثروت ملی، آزادی و کرامت مصادره‌شده را برای همیشه به صاحبان واقعی این خاک بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

رقصِ قلم بر جوهرِ بیداد؛ شلاقِ قانون‌نما بر پیکرِ بی‌گناهِ وطن

  رقصِ قلم بر جوهرِ بیداد؛ شلاقِ قانون‌نما بر پیکرِ بی‌گناهِ وطن ​تبدیلِ ساختار قضایی یک کشور به شعبه‌ای فرعی از اتاق‌های فکر امنیتی و بکارگ...