
ماهنامه خط صلح – در ماههای اخیر و همزمان با فروکش کردن نسبی گفتمان جنگ، نشانههای قابلتوجهی از تشدید مداخلات حکومتی در حوزههایی دیده میشود که در نگاه نخست مستقیماً سیاسی نیستند: پلمب کافهها و کافهکتابها، برخورد با برگزارکنندگان تورهای گردشگری، مسدودسازی صفحات اینستاگرامی، احضار بلاگرها، حذف محتوا، اخذ تعهد و اعمال فشار بر کسبوکارهای اینترنتی. اگر این رخدادها جداگانه دیده شوند، میتوان برای هرکدام توضیحی صنفی، قضایی یا فرهنگی یافت؛ اما قرار دادن آنها در کنار یکدیگر پرسش مهمتری را پیش میکشد: آیا جمهوری اسلامی در وضعیت کنونی «نهجنگ، نهصلح» در حال بازآرایی سیاست کنترل اجتماعی و انتقال آن از حوزهی سرکوب مستقیم سیاسی به عرصهی زندگی روزمره است؟
این مقاله با تکیه بر گزارشهای مستند حقوق بشری و با استفاده از مفاهیمی چون حکومتمندی و زیستسیاست در اندیشهی میشل فوکو، حق بر شهر در نظریهی هانری لوفور، حوزهی عمومی در اندیشهی یورگن هابرماس و ادبیات نظری مربوط به کنترل پیشگیرانه در نظامهای اقتدارگرا، این فرض را بررسی میکند که موج اخیر را نمیتوان صرفاً «بازگشت سختگیری فرهنگی» دانست. مسئلهی عمیقتر، کنترل فضاها، شبکهها و روابطی است که در آنها جامعه میتواند مستقل از دولت، خود را بازتولید کند.
در این چارچوب، کافه فقط محل نوشیدن قهوه نیست، همانگونه که اینستاگرام فقط رسانهی انتشار تصویر و تور گردشگری فقط