۱۴۰۵ تیر ۳, چهارشنبه

زمزمه‌های انفرادی؛ بازخوانی ساختار مقاومت در شریان‌های خاموش اوین




زمزمه‌های انفرادی؛ بازخ وانی ساختار مقاومت در شریان‌های خاموش اوین

​دیوارهای این سلول، فراتر از یک سازه سیمانی، مرز میان دو جهان متناقض است؛ جهان نخست، فضای به ظاهر آرام اما مسموم جامعه‌ای است که ذیل سایه استبداد و خفقان ساختاری نفس می‌کشد، و جهان دوم، جغرافیایی کوچک به وسعت چند متر مربع است که در آن، تک‌تک آجرها به شهادت مقاومت تکثیر می‌شوند. از پشت این میله‌های زنگ‌زده و در میان سکوت سنگین بندهای انفرادی، بهتر از هر زمان دیگری می‌توان هندسه سیاسی یک حکومت روبه‌زوال را تماشا کرد. رژیمی که مشروعیت خود را در میدان‌های عمومی از دست داده، ناگزیر است سرمایه‌گذاری خود را بر روی توسعه نهادهای سرکوب، سلول‌های تاریک و بازجویی‌های فرساینده متمرکز کند. اما آنچه اتاق‌های فکر امنیتی از درک آن عاجزند، فیزیکِ اراده و دیالکتیکِ مبارزه است. آن‌ها تن را به اسارت می‌کشند تا اندیشه را منجمد کنند، غافل از اینکه هر سلول انفرادی در ساختار توتالیتاریسم، خود به یک کانون تولید آگاهی تبدیل می‌شود. وقتی تمام راه‌های ارتباطی یک کنشگر با جهان بیرون قطع می‌شود، پیوند عمیق‌تری میان او و ساختار مطالبات اجتماعی جامعه برقرار می‌گردد. رنجی که امروز بر ما در این بندها تحمیل می‌شود، یک تجربه فردی یا یک مجازات ساده نیست، بلکه بازتابی از رنج سیستماتیک و فرودستی تحمیل‌شده بر کل جامعه ایران است.
دادخواهی از پشت این دیوارها، دیگر یک بیانیه سیاسی محض نیست، بلکه یک ضرورت گریزناپذیر اجتماعی است که از بطن دهه‌ها تبعیض، غارت ثروت‌های ملی و سرکوب آزادی‌های مدنی متولد شده است. حاکمیتی که تمام ابزارهای قانونی مشارکت مدنی را مسدود کرده و هرگونه نقد ساختاری را با برچسب‌های امنیتی پاسخ می‌دهد، عملاً خیابان و زندان را به دو روی یک سکه بدل ساخته است. به همین دلیل است که امروز صدای درون زندان، پژواک دقیق همان فریادی است که در سنگ‌فرش‌های خیابان طنین‌انداز شده بود. بازجویان بارها از ما می‌پرسند که انگیزه‌تان را از کجا تأمین می‌کنید، و پاسخ در ساختار طبقاتی و مطالبات انباشته‌شده جامعه نهفته است؛ انگیزه‌ی ما از نگاه خسته‌ی کارگری تأمین می‌شود که سفره‌اش هر روز کوچک‌تر می‌شود، از خشم جوانانی که آرزوهایشان پشت سد جهل مذهبی ملایان نظام مدفون شده، و از پایداری زنانی که برای ابتدایی‌ترین حق انتخاب خود، هزینه‌های گزاف انسانی پرداخت کرده‌اند. ما در این اسارت تنهایی را تجربه نمی‌کنیم، بلکه خود را در امتداد یک کلِ منسجم و یک جنبش فراگیر اجتماعی می‌یابیم که مرزهای جنسیتی، قومیتی و طبقاتی را درنوردیده است.
تحلیل رفتارهای بازجویان و دستگاه قضایی فرمایشی نشان می‌دهد که سیستم سرکوب بیش از آنکه مقتدر باشد، دچار یک وحشت ساختاری و پارانویای حاد سیاسی است. هراس از هماهنگی توده‌ها، هراس از آگاهی عمومی و هراس از افشای حقیقت، ارکان این رژیم را چنان به لرزه انداخته که حتی از نوشتن یک واژه بر روی یک تکه کاغذ در سلول نیز به وحشت می‌افتند. آن‌ها گمان می‌کنند با صدور احکام سنگین، زندان‌های طولانی‌مدت و ایجاد جو رعب و وحشت، می‌توانند چرخ‌دنده‌های تغییرات اجتماعی را متوقف کنند؛ اما سنت تاریخ گواهی می‌دهد که هیچ بنای استبدادی نتوانسته است بر روی گسل‌های عمیق نارضایتی اجتماعی دوام بیاورد. زندان برای ما اسارتگاه نیست، بلکه دانشگاهی است که در آن درس پایداری، همبستگی و وفاداری به آرمان‌های والای انسانی را مرور می‌کنیم. هر کوبه‌ای که بر درهای آهنی نواخته می‌شود، هر صدای زنجیری که در راهروها می‌پیچد، و هر شکنجه‌ای که بر جان و تن ما می‌نشیند، مصمم‌ترمان می‌کند تا برای فروریختن این ساختار پوسیده تلاش کنیم. ما به خوبی می‌دانیم که بهای آزادی این مرز و بوم، گذشتن از دالان‌های تاریک بازجویی و تحمل شب‌های سرد انفرادی است و این بهایی است که نسل ما با آگاهی کامل و بدون ذره‌ای تردید، پرداخت آن را پذیرا شده است.
افق پیش‌رو روشن‌تر از آن است که با ابرهای تیره خفقان حکومتی تاریک شود. پویش‌های مدنی، بیانیه‌های مشترک درون‌زندان و پیوند مستمر میان جنبش‌های کارگری، دانشجویی و زنان، نشان از یک بلوغ سیاسی بی‌نظیر در بدنه جامعه دارد که دیگر با وعده‌های میان‌تهی یا سرکوب‌های کور به عقب رانده نمی‌شود. این زنجیره مقاومت که حلقه‌ای از آن در اوین، حلقه‌ای در خیابان و حلقه‌ای در تبعید شکل گرفته، در نهایت به یک گسست بزرگ در ساختار قدرت منجر خواهد شد. ما از پشت این دیوارها، به تمام کسانی که در بیرون از این حصارها شجاعانه چراغ دادخواهی را روشن نگه داشته‌اند، درود می‌فرستیم و اعلام می‌کنیم که اراده‌ی محبوس در انفرادی، همگام و هم‌نفس با حرکت جامعه به سوی فروپاشی دگماتیسم گام برمی‌دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

زنکشی؛ گزارشی از قتل یک زن ۱۸ ساله توسط نامزدش در استان فارس

  زنکشی؛ گزارشی از قتل یک زن ۱۸ ساله توسط نامزدش در استان فارس یک زن ۱۸ ساله توسط نامزد خود و بوسیله سلاح گرم در مرودشت از توابع استان فارس ...