صندلیهای خالی، قلبهای ایستاده؛ دلنوشتهای برای بازماندگانِ عشق و آزادی
سختترین کارِ دنیا، زنده ماندن در خانهای است که عطرِ «او» در آن جاری است، اما خودش دیگر هرگز از درِ آن تو نمیآید. این متن برای شماست؛ برای مادرانی که لالاییهایشان در باد گم شد، برای همسرانی که حلقهی ازدواجشان یادگار یک رویای ناتمام شد، و برای فرزندانی که معنای آغوشِ پدر یا مادر را باید در قاب عکسهای سرد جستجو کنند.
عزیزانِ شما فقط برای حقِ خودشان فریاد نزدند؛ آنها رفتند تا سهمِ «حقِ زندگی» را برای یک ملت پس بگیرند. اما چه بهای سنگینی پرداختید... بهایی به قیمتِ یک عمر تنهایی، یک عمر دلتنگی و یک عمر خیره شدن به درگاهِ خانه.
خانههایی که سنگرِ دادخواهی شدند
به تو ای مادرِ داغدار: تو که با هر زنگِ تلفن قلبات میریزد، تو که لباسهای او را بو میکنی و لالاییهایت را سرِ مزارش زمزمه میکنی؛ تبردارانِ رژیم فکر کردند با گرفتن فرزندت تو را میشکنند، اما نمیدانستند که تو به یک «مادرِ دادخواه» تبدیل میشوی؛ تکهای از فولاد که تنِ ظالمان را به لرزه درمیآورد.
به تو ای همسرِ تنهاشده: شما که با هم هزاران رویای کوچک و بزرگ برای فردای ایران بافته بودید؛ امروز گرچه او در کنارت نیست، اما عشقِ شما به یک آرمانِ بزرگتر گره خورده است. تو تنهایش نگذاشتی، تو راهش را ادامه دادی.
به تو ای فرزندِ چشمبهراه: بزرگ شدن بدون آغوش او سختترین امتحانِ روزگار است. اما بدان که نامِ پدر یا مادرِ تو، مترادفِ شجاعت است. وقتی بزرگ شدی، سرت را بالا بگیر و بگو: «عزیزِ من، جانش را داد تا ایران دوباره نفس بکشد.»
عهدی میان ما و چشمانِ منتظرِ شما
آن رژیمِ ستمگر که با قساوتِ تمام، عزیزانِ شما را از خانههایتان ربود و صداهایشان را خاموش کرد، فکر میکرد این داغ شما را خانهنشین میکند. اما فریادِ دادخواهیِ شما، امروز کابوسِ هر شبِ آنهاست.
ما، هموطنانِ شما، به چشمهای بارانی اما مصممِ شما نگاه میکنیم و شرمسارِ این همه صبوری و رنجتان هستیم. ما به شما قول میدهیم که این صندلیهای خالی را فراموش نکنیم. اجازه نخواهیم داد خونِ پاکِ آنها که در راهِ وطن رفتند، پایمال شود.
تقدیم به خانوادههای جاویدنامان:«اشکهای شما، بارانی است که خاکِ این وطن را برای رویشِ آزادی بارور میکند. عزیزانِ شما هرگز نمردهاند؛ آنها در آغوشِ تاریخِ این سرزمین آرام گرفتهاند و نامشان روی دیوارِ بلندِ آزادیِ ایران حک شده است. ما تا روزِ دادخواهی، تا روزی که ظلم فرو بریزد، در کنارِ شما ایستادهایم.»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر