۱۴۰۵ تیر ۲۴, چهارشنبه

تبارشناسیِ «فرقه امنیتی»؛ چگونه سپاه و بیت، روحانیت سنتی شیعه را به حاشیه راندند؟




 تبارشناسیِ «فرقه امنیتی»؛ چگونه سپاه و بیت، روحانیت سنتی شیعه را به حاشیه راندند؟

​استحاله ممتد، عمیق و بوروکراتیک نظام سیاسی حاکم بر ایران از یک تئوکراسی مذهبی کلاسیک به یک حکومتِ خالصِ پادگانی و امنیتی، نشان‌دهنده‌ی شکل‌گیری یک «فرقه امنیتی» تمام‌عیار در کانونِ تصمیم‌گیری‌های بیت علی خامنه‌ای است؛ فرآیندی ساختاری که در آن، نهاد سنتی شیعه و مراجع مستقل تقلید به طور کامل به حاشیه رانده شده و جای خود را به کارتل‌های نظامی-مالی سپاه و مداحان عقیدتی داده‌اند. حاکمیتی که روزگاری مدعی ابتنای مشروعیت خود بر پایه‌های فقاهت سنتی و نفوذ مراجع تشیع در میان توده‌ها بود، امروز در مواجهه با فروافتادن به قعر ابربحران‌های کمرشکن معیشتی، فروپاشی نظام رفاهی، بهداشت عمومی و ناتوانی مفرط در تأمین ساده‌ترین نیازهای زیستی توده‌های محروم، دریافته است که دیگر ایدئولوژی مذهبی سنتی کمترین توان اقناعی و بقاآفرینی برای سیستم ندارد. از همین رو، با مصادره کردن ثروت‌های کلان و درآمدهای ملی کشور به نفع ماشین سرکوب و توسعه‌ی تسلیحات بدون مرز، دانشگاه‌ها، مدارس، مساجد و حتی حوزه‌های علمیه را دستخوش یک پاکسازی بزرگ ساختاری کرده است تا هرگونه صدای منتقد، عقلانیت بوروکراتیک و فقه سنتی مستقل که مایل به تایید جنایات، فقر تحمیلی و اعدام‌های سحرگاهی نیست، فوراً به عنوان «نفوذ موریانه‌ای» یا «خیانت به نظام» سرکوب و منزوی شود. کالبدشکافی جامعه‌شناختی این گسست عمیق نشان می‌دهد که سکوت، انزوا و حتی مخالفت‌های خاموشِ بسیاری از مراجع سنتی در قم و نجف با سیاست‌های ماجراجویانه‌ی منطقه‌ای و آپارتاید جنسیتی حاکم، رژیم را بر آن داشته تا با ایجاد نهادهای موازی و گسیل نیروهای دست‌نشانده‌ی اطلاعاتی تحت لوای کارشناسان دینی به تریبون‌های عمومی، تعریف جدیدی از مذهب ارائه دهد که کارکردی جز توجیهِ فقر ساختاری، سلب حق مسکن و تقدیسِ بی‌چون‌وچرای حاکمیتِ پادگانی ندارد. در این هندسه‌ی جدید قدرت، عمامه‌ها و عباها دیگر نه نماد صنفِ روحانیت سنتی، بلکه به پوششی بوروکراتیک برای توجیه غارت، توزیع مواد مخدر در حاشیه‌ها برای منجمد کردن اراده‌ی طغیان و ترویج خفقان بصری علیه زنان پیشرو بدل گشته‌اند. رژیمی که بودجه‌های حیاتی درمان و رفاه عمومی را مصادره می‌کند تا ارتش سایبری و پروژه‌های موشکی خود را تغذیه کند، عملاً پیوند تاریخی خود را حتی با پایگاه‌های سنتی مذهبی قطع کرده و خود را در یک انزوای مطلق اجتماعی و فلسفی قرار داده است. اما این استحاله و پادگانی کردن ساحت دین، برخلاف محاسبات اتاق‌های فکر امنیتی، پتانسیل انقلابی توده‌های غارت‌شده، کارگران جان‌به‌لب‌آمده، دانشجویان بیدار و زنانِ پیشگام را همگرا کرده است. خشم نهادینه‌شده از این دزدسالاریِ در لباس تقدس، امروز به یک آگاهی منسجم در کف خیابان‌ها بدل گشته که تفاوت میان دین سنتی جامعه و این فرقه امنیتی غارتگر را به خوبی می‌فهمد؛ فریاد دادخواهی عمیق و همبستگی نسلی و سراسری که در نهایت چرخ‌دنده‌های این ماشین سرکوب نظامی را متوقف خواهد کرد و ثروت ملی، کرامت انسانی و آزادی پایمال‌شده را برای همیشه به صاحبان واقعی این سرزمین بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

رقصِ قلم بر جوهرِ بیداد؛ شلاقِ قانون‌نما بر پیکرِ بی‌گناهِ وطن

  رقصِ قلم بر جوهرِ بیداد؛ شلاقِ قانون‌نما بر پیکرِ بی‌گناهِ وطن ​تبدیلِ ساختار قضایی یک کشور به شعبه‌ای فرعی از اتاق‌های فکر امنیتی و بکارگ...