چراغهای خاموشِ دانشگاهها؛ سوگواری برای صندلیهای خالی از نخبگان و جولانِ رانتخوارانِ شبهعلم
سیاستهای فرساینده، مخرب و سیستماتیک رژیم توتالیتر در پاکسازی دانشگاهها، اخراج استادان مستقل و فرهیخته، و پادگانی کردن ساحت علم، عریانترین هجمه به سرمایههای فکری و آیندهی استراتژیک وطن است. حاکمیتی که در مواجهه با فروافتادن به قعر ابربحرانهای اقتصادی، فروپاشی نظام بهداشت و درمان و ناتوانی مفرط در تأمین نیازهای زیستی اولیه تودهها دستش خالی است، دانشگاه را نه به عنوان کانون توسعه و خرد، بلکه به عنوان خطرناکترین گسلِ آگاهی و تهدیدی جدی برای بقای ساختاری خود میبیند. از همین رو، دکترین خود را بر محورِ تهی کردن دانشگاهها از مغزها، ترویج شبهعلم توسط مهرههای دستنشاندهی امنیتی و گسیل کارگزاران عقیدتی به کرسیهای ارشد آموزشی بنا کرده است تا صندلیهای علم، خالی از نخبگان واقعی و پر از رانتخوارانِ ذوب در ولایت شود.
کالبدشکافی جامعهشناختی این بحران نشان میدهد که فرار مغزها و کوچ اجباری نخبگان، یک عارضه فرعی نیست، بلکه معلول مستقیم یک خفقان بوروکراتیک و فیلترینگ عقیدتی است که زیست روزمرهی دانشجو و استاد را به یک جبههی جنگِ فرساینده برای حفظ کرامت و آزادی بیان بدل ساخته است. رژیمی که درآمدهای کلان نفتی و ثروتهای ارزی کشور را صرف نوسازی ماشین سرکوب خیابان و تسلیح گروههای فرامرزی خود میکند، با پادگانی کردن اتمسفر دانشگاهها، تعمداً امید به تغییر و افقهای پیشرو را در میان نسلهای جدید منجمد میکند تا توان پویایی سیاسی را از موتور محرک جامعه سلب کند. دانشگاهی که روزگاری سنگر مطالبات مدنی و دگرگونیهای بزرگ بود، امروز زیر بار سنگین حراست، دوربینهای امنیتی و تعلیقهای ساختاری، در حال سوگواری برای اصالتِ از دست رفته خویش است.
اما این انسداد همهجانبه و پاکسازی بوروکراتیک، نتوانسته است آتشِ آگاهی و عصیان را در بطن این نهاد زنده خاموش کند. خشم انباشتهشده از صندلیهای خالیِ نخبگانِ کوچکرده یا دربند، امروز به پیوندی ارگانیک میان جنبشهای دانشجویی، کارگران جانبهلبآمده و کل تودههای معترض تبدیل شده است. این همبستگی نسلی و بیداری فراگیر ثابت کرده است که روایات دروغین و ایدئولوژیهای تحمیلی رژیم، دیگر کمترین مشروعیتی در میان نسل جدید ندارد. فریادِ دادخواهی و مقاومتی که از کلاسهای درس و راهروهای پادگانیشدهی دانشگاه به گوش میرسد، نشان از طوفانی بازگشتناپذیر دارد؛ ارادهی متحدی که سرانجام این حصارهای جهل و انحصار را در هم خواهد شکست، ساحت دانش را از لوث رانتخواران پاک خواهد کرد و آزادی، کرامت و مدیریت تخصصی را به صاحبان واقعی این سرزمین بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر