۱۴۰۵ مرداد ۲۸, چهارشنبه

اسارت در کشوری که زنان حق داشتن اراده شخصی را ندارند




 اسارت در کشوری که زنان حق داشتن اراده شخصی را ندارند

​زیستن در جغرافیایی که حقِ بدیهی، اولیه و سلب‌ناپذیرِ اراده‌ی شخصی برای زنان را سلب کرده و کالبد، اندیشه و سرنوشتِ آنان را به ملکِ طلقِ قوانینِ ظالمانه، ساختارهای پدرسالارانه و مهارِ بی‌کارکردِ ایدئولوژیک بدل ساخته، فراتر از یک تبعیضِ ساده‌ی قانونی، عریان‌ترین شکلِ اسارتِ ساختاری، زجرآورترین تجربه از سلبِ کرامت و زیستن در یک شکنجه‌گاهِ بزرگِ بوروکراتیک است. سالیانِ متمادی دستگاهِ حکمرانی با امنیتی‌سازیِ تمامِ لایه‌های زیستِ زنانه، جرم‌انگاریِ خودآگاهی و تحمیلِ کنترلِ بی‌پایان بر انتخاب‌ها، پوشش، رفتار و حتی رویاهای زنان، در پیِ آن بوده است تا اراده‌ی شخصی را به گناهی نابخشودنی و استقلالِ فردی را به تهدیدی وجودی علیه سیستم بدل کند. این مسلخِ عریض‌وطویل که در آن زن نه سوژه‌ای مستقل و آزاد، بلکه موجودی محتاجِ قیمومیت، مهار و کنترلِ دائمی تعریف می‌شود، عملاً جامعه را در وضعیتی از آپارتایدِ عاری از شفقت قرار داده است؛ تهاجمی سیستماتیک به حقِ حیات که در آن، هر نفس کشیدن، هر انتخابِ ساده و هر گام برداشتن در فضای عمومی، به معرکه‌ای برای اثباتِ وجود و جنگی ناپایدار با ماشینِ سرکوب بدل می‌گردد.
​کالبدشکافیِ دقیقِ این اسارتِ نهادینه‌شده نشان می‌دهد که چگونه دستگاهِ سرکوب با به خدمت گرفتنِ تمامیِ ابزارهای قانونی، جریمه‌ها، محرومیت‌های اجتماعی و گشت‌های ارعاب، در پیِ ساختنِ انسانی بی‌اراده، خائف، دست‌پذیر و مطیع بوده است تا از طریقِ خرد کردنِ اراده‌ی زنانه، تمامِ بدنه جامعه را به خاموشی، انفعال و تمکینِ مطلق فروبرد. رژیم با بستنِ تمامیِ منافذِ رشدِ آزادانه و تقلیلِ ارزشِ انسان به میزانِ مطابقتش با الگوهای تحمیلیِ حاکم، زیستن در این سرزمین را برای زنان به فرسایشی بی‌توقف و جانکاه فروکاهیده است؛ سیاستی بدوی و ظالمانه که در آن اراده‌ی شخصیِ زن، جرمی بزرگ تلقی شده و سلبِ حقِ تصمیم‌گیری درباره‌ی کالبد و آینده‌اش، به اساسی‌ترین ابزارِ حفظِ بقای قدرت بدل گشته است.
​اما این اسارتِ تحمیلی و جراحیِ بی‌رحمانه‌ی اراده از زیستِ زنانه، برخلافِ محاسباتِ امنیتیِ اتاق‌های فکرِ سیستم برای تحمیلِ صبوریِ اجباری و پذیرشِ صغارتِ دائمی، به کاتالیزوری برای تعمیقِ آگاهیِ ساختارشکن، طغیانِ جمعی و بازپس‌گیریِ هویتِ اصیلِ زنانه بدل شده است. زنانی که در این شکنجه‌گاهِ بزرگ رشد یافته‌اند، به‌نیکی آموخته‌اند که اراده‌ی شخصی، عطای سیستم نیست که با سرکوب سلب شود، بلکه ودیعه‌ای زوال‌ناپذیر و قدرتی سرکش در اعماقِ وجودِ آنان است. نافرمانی‌های روزمره، ایستادگیِ بی‌باكانه در خیابان‌ها، نفیِ سلطه‌ی قیمومیت و تکیه بر قدرتِ خودنگهدارِ درون، خطِ بطلانی سرخ بر تمامِ بوروکراسیِ ارعاب کشیده و ثابت کرده است که هیچ بند، زنجیر و قانونِ ظالمانه‌ای توانِ مهارِ اراده‌ای را ندارد که به آگاهیِ آزادی‌خواهانه دست یافته است.
​بنابراین، این زیستِ اسارت‌بار، هرچند شکنجه‌بار و پرهزینه، به خاستگاهِ دادخواهیِ سراسری و نقطهٔ عطفِ فروپاشیِ تمامیِ ساختارهای سلطه بدل گشته است. ما زنانِ این خاک، در قلبِ همین اسارت، اراده‌ی شخصی و قدرتِ درونِ خویش را به سلاحی برای ایستادگی و افشاگری بدل ساخته‌ایم؛ اراده‌ای جمعی، بیدار، آگاه و بازگشت‌ناپذیر که به‌نیکی می‌داند آزادیِ واقعی نه با تمکین، بلکه با سلبِ مشروعیت از سرکوبگر و ایمانِ مطلق به حقِ مالکیت بر خویشتن محقق می‌شود؛ خروشی تاریخی و بی‌توقف که سرانجام دیوارهای این شکنجه‌گاهِ پنهان و بوروکراسیِ کنترل را به کلی خرد خواهد کرد و کرامت، برابری، اراده‌ی آزاد و حقِ زیستِ شایسته را برای تمامیِ زنان و فرزندانِ این خاک به ارمغان خواهد آورد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سه تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ به زندان قزلحصار کرج منتقل شدند

  سه تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ به زندان قزلحصار کرج منتقل شدند خبرگزاری هرانا – روز جاری، محمدرضا مجیدی‌اصل، بهروز زمانی‌نژاد...