«سرکوب در خانه؛ شکنجهگاهِ پنهانِ معلولان و بیمارانِ خاص»؛ نایابیِ دارو و مرگِ صامتِ بیصداترینها
نایابیِ فاجعهبارِ داروهای حیاتی، فسادِ نهادینهشده در شریانهای وارداتِ پزشکی، و رها کردنِ مطلقِ معلولان و بیمارانِ خاص در برزخِ درد و زوالِ تدریجی، عریانترین سندِ جنایتِ خاموش، سرکوبِ زیستی و نفیِ بیرحمانهی حقِ حیاتِ بیصداترین و آسیبپذیرترین طبقاتِ این سرزمین است. ح حاکمیتی که با بذلوبخششِ ثروتهای ملی، تخصیصِ ارزهای ترجیحی به شبکه رانتیِ کارتلهای وابسته و امنیتیسازیِ حوزه درمان، شریانهای تامینِ پانسمانِ بیمارانِ پروانهای، فاکتورهای خونی، داروهای سرطانی و تجهیزاتِ توانبخشی را مسدود ساخته، عملاً خانه را به شکنجهگاهی پنهان و بیصدا برای میلیونها انسانِ دردکشیده و خانوادههای خسته و جانبهلبآمده بدل کرده است. این سرکوبِ بوروکراتیک که در سایهی بیتفاوتیِ تعمدیِ نهادهای حمایتی و پولیسازیِ ساختاریِ خدماتِ درمانی اعمال میشود، عمیقترین تهاجمِ سیستماتیک به کرامتِ انسانی و تلاشی غیرمستقیم برای پاکسازیِ خاموشِ کسانی است که توانِ فریاد زدن، حضور در خیابان و دادخواهیِ علنی را ندارند.
کالبدشکافیِ این دالانِ مرگ نشان میدهد که چگونه دستگاهِ حکمرانی با جرمانگاریِ نقدِ مافیای دارو، احتکارِ تجهیزاتِ حیاتبخش در انبارها و ترجیحِ منافعِ الیگارشیِ حاکم بر جانِ بیماران، مرگِ صامتِ کودکان و جوانان را به امری عادی و عددی در آمارهای پنهان فروکاسته است. رژیم با ایجادِ سوقصدِ زیستی به سلامتِ جامعه و درگیر ساختنِ شبانهروزیِ خانوادهها در کابوسِ یافتنِ یک قلم دارو در بازارِ سیاه، در پیِ آن است تا رمقِ حیات، توانِ تفکر و ارادهی اعتراض را از بدنه جامعه سلب کند؛ سیاستی کثیف و ظالمانه که در آن انسانِ بیمار نه سوژهای شایسته مراقبت و حمایت، بلکه بارِ اضافی بر دوشِ بودجههای سرکوب و ماجراجوییهای ایدئولوژیک تلقی میشود.
اما این ترورِ روانیِ مداوم و جراحیِ بیرحمانهی حقِ درمان از معلولان و بیمارانِ خاص، برخلافِ محاسباتِ امنیتیِ اتاقهای فکرِ سیستم برای تحمیلِ صبوریِ اجباری و مرگِ بیصدا، به کاتالیزوری برای خشمِ انباشته و افشاگریِ سراسری بدل گشته است. اشکهای خاموشِ مادری که بر پیکرِ فرزندِ پروانهایاش میریزد، رنجِ جانکاهِ بیمارانِ محروم از دارو و شرمساریِ پدرانی که توانِ خریدِ حداقلهای درمانی را ندارند، پیوندِ ناگسستنی و دادخواهانه میانِ کادرِ درمانِ مستقل، فعالانِ حقوقِ بشر، معلولان و تودههای آگاهِ ایران ایجاد کرده است؛ ارادهای جمعی، بیدار و بازگشتناپذیر که بهنیکی میداند ریشهی این مرگهای صامت نه در تحریمهای خارجی، بلکه در ذاتِ یک دزدسالاریِ نهادینهشده است؛ آگاهیِ ساختارشکنی که سرانجام دیوارهای این شکنجهگاهِ پنهان را فرو خواهد ریخت و حقِ حیات، درمانِ رایگان، کرامت و سلامتِ واقعی را به تمامِ فرزندانِ این خاک بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر