۱۴۰۵ مرداد ۲۸, چهارشنبه

دیریست که می‌جنگیم و راهی برای به‌دست آوردنِ آزادی نیست




 دیریست که می‌جنگیم و راهی برای به‌دست آوردنِ آزادی نیست

​دیریست که بی‌امان، با جانِ به لب آمده و در میانِ احاطه‌ی مطلقِ مکر و خشونتِ ساختاری می‌جنگیم؛ نبردی فرسایشی، بی‌برابری و شکنجه‌بار که در آن، تمامیِ راه‌های رسمی، عینی و متعارف برای دست‌یابی به آزادی، عدالت و زیستِ شایسته از سوی ماشینِ سرکوب مسدود گشته است. مواجهه با دیوارهای سلب‌پذیرِ انسدادِ سیاسی، تجربهٔ ناکامی‌های پی‌درپی و تبدیلِ خیابان‌ها به دالانِ ارعاب، جامعه را در وضعیتی برزخ‌گونه قرار داده است؛ وضعیتی که در آن ظاهرِ شهرها شاید خاموش یا تحتِ تسلطِ بوروکراسیِ جنایت به نظر برسد، اما در اعماقِ روانِ جمعیِ شهروندان، آتشی مهیب، سرکش و مهارناپذیر از خشم و آگاهی جریان دارد. این خروشِ درونی و ناظر بر آتشِ زیرِ خاکستر، فراتر از یک انفعالِ ساده یا عقب‌نشینیِ روانی، عریان‌ترین مواجهه با حقیقتِ ستم و مرحله‌ای پیشرفته از بلوغِ ساختارشکنِ ملتی است که پس از دادنِ هزینه‌های خونین، دریافتِ پاسخی جز سرکوب را به کلی نفی کرده است.
کالبدشکافیِ این انسدادِ عمیق نشان می‌دهد که چگونه دستگاهِ حکمرانی با امنیتی‌سازیِ زیستِ روزمره، انسدادِ تمامِ منافذِ تغییرِ مسالمت‌آمیز، و ایجادِ یک جهنمِ روان‌شناختی، در پیِ آن بوده است تا احساسِ بی‌فایدگیِ مبارزه را به جامعه تزریق کند و توده‌ها را به تسلیمِ اجباری و پذیرشِ سلطه‌ی بی‌چون‌واچرای خود فروکاهد. اما رژیم با بستنِ تمامیِ مسیرهای عینیِ آزادی، ناخواسته مبارزه را از سطحِ پدیدارهای بیرونی به لایه‌های زوال‌ناپذیرِ وجودی و خروشِ درونی منتقل ساخته است؛ ساحتی که هیچ نهادِ امنیتی، دادگاهِ فرمایشی یا ابزارِ سرکوبی توانِ نفوذ، مهار یا انهدامِ آن را ندارد. خروش از درون، متراکم‌ترین و خطرناک‌ترین شکلِ خشمِ جمعی است؛ انرژیِ انباشته‌ای که در پسِ ظاهرِ صامتِ جامعه رشد می‌کند، باورهای ایدئولوژیکِ حاکمیت را به استهزا می‌گیرد و در انتظارِ جرقه‌ای کوچک برای طغیانِ دوباره و همه‌جانبه باقی می‌ماند.
​بنابراین، ندیدنِ راهِ روشن در لحظه‌ی حال، به معنای پایانِ آزادی‌خواهی نیست، بلکه گواهی بر عبورِ جامعه از ساده‌انگاری و رسیدن به آگاهیِ عمیقِ تاریخی است. دیریست که می‌جنگیم و اگرچه ابزارهای ظاهر ساختنِ فتحِ نهایی در مشت‌هایمان نیست، اما خروشِ ناگسستنی و درونیِ میلیون‌ها انسانِ دادخواه، اراده‌ای فولادین و بازگشت‌ناپذیر را شکل داده است؛ پیوندِ پنهانِ جان‌های شیفته، سوگِ دادخواهانه و خشمِ انباشته‌ای که سرانجام حصارهای این انسدادِ ظالمانه را خرد خواهد کرد و مسیرِ ناگزیرِ آزادی و کرامت را بر فرازِ این جغرافیا خواهد گشود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سه تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ به زندان قزلحصار کرج منتقل شدند

  سه تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ به زندان قزلحصار کرج منتقل شدند خبرگزاری هرانا – روز جاری، محمدرضا مجیدی‌اصل، بهروز زمانی‌نژاد...