۱۴۰۵ مهر ۷, سه‌شنبه

«غارتِ منابعِ تجدیدناپذیر؛ قاچاقِ خاکِ حاصلخیز و نابودیِ سفره‌های زیرزمینی»



 «غارتِ منابعِ تجدیدناپذیر؛ قاچاقِ خاکِ حاصلخیز و نابودیِ سفره‌های زیرزمینی»

​مواجهه با فروشِ مخفیانه و قاچاقِ خاکِ حاصلخیزِ وطن، خشکانیدنِ تعمدی و بی‌رویهٔ سفره‌های آبِ زیرزمینی و گسیختنِ شریان‌های زیستیِ این جغرافیا، فراتر از یک سوءمدیریتِ ساده یا بحرانِ اقلیمیِ عابرانه، عریان‌ترین شکل از وطن‌فروشیِ ساختاری، زجرآورترین تجربه از غارتِ انباشته‌های زیست‌بوم و نوعی مسلخِ سرزمین برای نابودیِ آینده‌ی نسل‌های این خاک است. سالیانِ متمادی، ساختارِ استبدادی با حاکمیتِ سودجویی‌های فرسایشی، واگذاریِ انفال به ارگان‌های خاص، حفرِ بی‌ضابطهٔ چاه‌های عمیقِ رانتی و تاراجِ کیمیاوی‌ترین لایه‌های خاکِ ایران، پیکرِ این سرزمین را به سمتِ فرونشست‌های وحشتناک و بیابان‌زاییِ بازگشت‌ناپذیر سوق داده است. این چوبِ حراج زدن به پایه‌ای‌ترین عناصرِ حیات، عملاً پروژه‌ای برای سلبِ حقِ بقا، نابودیِ کشاورزیِ بومی و تبدیلِ جغرافیای باستانیِ ایران به لایروبیِ کویرهای بی‌حاصل است؛ تهاجمی ساختاری به کیانِ زیست‌بوم که در آن، خاکِ میهن به نقدینگیِ اقلیتی خاص بدل می‌گردد.
​کالبدشکافیِ دقیقِ این جنایتِ زیست‌محیطی نشان می‌دهد که چگونه دستگاهِ قدرت با ترجیحِ منافعِ آنیِ باندهای ثروت و انحصار بر حیاتِ پایدارِ کشور، زیستگاهِ میلیون‌ها انسان را به مرزِ نابودیِ مطلق کشانده است. هنگامی که کشاورزانِ بومی بر فروچاله‌های عمیقِ زمین می‌ایستند و خشکیدنِ چاه‌ها و فروپاشیِ مزارعِ آباواجدادیِ خود را به نظاره می‌نشینند، و در همان حال، کشتی‌های باربری خاکِ سیاه و مرغوبِ این سرزمین را به نفعِ سوداگران بار می‌زنند، رنجی که بر جامعه وارد می‌شود فراتر از یک ضررِ اقتصادی است؛ این رنج، احساسِ بی‌‌سرزمینی، انهدامِ منزلتِ بومی و تجربهٔ تلخِ غارتِ آبا و اجدادی در پیشِ چشمِ صاحبانِ اصلیِ آن است. حاکمیت با عادی‌سازیِ این انهدامِ تدریجی و تقلیلِ زیستِ انسانی به دست‌وپا زدن در بیابان‌های خودساخته، در پیِ آن بوده تا جامعه‌ای مستأصل و بی‌رمق بسازد که توانِ ایستادگی در برابرِ این غارتِ همه‌جانبه را نداشته باشد؛ سیاستی ظالمانه که در آن، نابودیِ جغرافیا، تاوانِ رانت‌خواریِ ساختاری می‌شود.
​اما این مسلخِ منابعِ تجدیدناپذیر و تاراجِ خاک و آبِ میهن، برخلافِ محاسباتِ اتاق‌های فکرِ قدرت برای تحمیلِ تسلیم و اهلی‌سازیِ جامعه، به کاتالیزوری برای تعمیقِ آگاهیِ اقلیمی-سیاسی، طغیانِ خشمِ دادخواهانه و افشای عریانِ ماهیّتِ ویرانگرِ این حکمرانی بدل گشته است. ملتی که هر روز شاهدِ فرونشستِ زمینِ زیرِ پای خود و خشکسالی‌های تحمیلی است، به‌نیکی دریافته است که این بی‌بیابانی و بی‌ابری، نه قضا و قدر، بلکه محصولِ مستقیمِ فسادِ نهادینه‌شده، تاراجِ سازمان‌یافته و بی‌کفایتیِ مطلقی است که هیچ تعلق‌‌خاطری به آینده‌ی این سرزمین ندارد. این شناختِ عمیق، حفاظت از محیط‌زیست را از یک دغدغه‌ی رفاهی به خطِ مقدمِ دادخواهیِ ملی و دفاع از حقِ بقا بدل ساخته است.
​بنابراین، این زیستِ فرساینده در سایه‌ی نابودیِ سفره‌های زیرزمینی و قاچاقِ خاکِ وطن، هرچند آکنده از حسرت، خشم و رنجِ عمیقِ ساختاری است، اما به خاستگاهِ افشاگریِ تاریخی و نقطهٔ عطفِ نفیِ کاملِ تمامیِ باندهای غارتگر بدل شده است. ما صاحبانِ واقعیِ این خاک و ایستادگانِ بر زیست‌بومِ ایران، در اعماقِ همین آگاهیِ دردناک، نفیِ کاملِ این تاراجِ سازمان‌یافته و اعاده‌ی تمام‌وکمالِ حقوقِ زیست‌محیطی برای نجاتِ جغرافیای میهن را به هدفِ اصلیِ راهِ خویش بدل ساخته‌ایم؛ اراده‌ای بیدار، استوار و بازگشت‌ناپذیر که به‌نیکی می‌داند ایران فروشی نیست و سرانجام این آگاهیِ ملی، دست‌های متجاوز به منابعِ کشور را کوتاه خواهد کرد و حیات، آبادانی و داد را به این جغرافیا بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازداشت ۲ وکیل دادگستری پس از احضار به دادسرای تبریز

  بازداشت ۲ وکیل دادگستری پس از احضار به دادسرای تبریز خبرگزاری هرانا – رضا اکبری عدل و محمد اسمعیلی علافی، دو وکیل دادگستری عضو کانون وکلای...