۱۴۰۵ مهر ۳, جمعه

«کارتِ بازی در شطرنجِ قدرت؛ قربانی کردنِ آینده برای بقای ساختاری»



 «کارتِ بازی در شطرنجِ قدرت؛ قربانی کردنِ آینده برای بقای ساختاری»

​مواجهه با خفتِ تقلیلِ یک ملتِ صاحبِ تاریخ و ثروت به کارتِ معامله در صحنه‌ی منازعاتِ شرق و غرب، و تماشای سرنوشتِ نسل‌ها در چانه‌زنی‌های پنهانیِ بین‌المللی، فراتر از یک بن‌بستِ دیپلماتیک یا افتِ پرستیژِ سیاسی، عریان‌ترین شکل از حراجِ حاکمیتِ ملی، زجرآورترین تجربه از بی‌پناهیِ ژئوپلیتیک و نوعی مسلخِ هویت برای مسلوب‌الاراده ساختنِ یک جامعه در معادلاتِ قدرت است. سالیانِ متمادی، ساختارِ حاکم با انزوای خودخواسته، گسلِ عمیق با مردم و اتکای مذبوحانه به بلوک‌بندی‌های شرقی، مقدراتِ این سرزمین را به ابزاری برای چانه‌زنی‌های ترامپ، شی و دیگر بازیگرانِ قدرتمندِ جهان بدل ساخته است. این معامله‌گریِ ساختاری و تبدیلِ جغرافیا به تخته‌شطرنجِ بیگانگان، عملاً پروژه‌ای برای قربانی کردنِ رفاه، استقلال و حیاتِ آتیِ شهروندان در پای بقای ایزوله‌شده‌ی قدرت است؛ تهاجمی ساختاری به کیانِ غرورِ ملی که در آن، مردمِ ایران نه صاحبانِ اصلیِ خانه، بلکه پیاده‌نظامِ بی‌اختیارِ صحنه تلقی می‌شوند.
​کالبدشکافیِ دقیقِ این ذلتِ تاریخی نشان می‌دهد که چگونه دستگاهِ حکمرانی با سلبِ حقِ تعیینِ سرنوشت از ملت و تقلیلِ منافعِ ملی به خطوطِ قرمزِ ایدئولوژیک، آینده‌ی چند نسل را بر سرِ میزِ مذاکراتِ پشتِ درهای بسته به حراج گذاشته است. هنگامی که یک شهروند، زیستِ روزمره، نرخِ تورم، سایه‌ی شومِ تحریم و حتی امکانِ ساده‌ی ارتباط با جهان را در گروی یک مصافحه، یک دیدار یا یک سندِ مکتوب میانِ پایتخت‌های بیگانه می‌بیند، رنجی که بر جانش می‌نشیند فراتر از مضایقِ معیشتی است؛ این رنج، انهدامِ احساسِ استقلال، تجربهٔ بی‌نقشی در تعیینِ فردا و معلق ماندن در سیاه‌چاله‌ی تصمیماتِ قدرتمندانِ جهان است. حاکمیت با تبدیلِ ایران به محورِ مناقشه یا کارتِ امتیازدهی، در پیِ آن بوده تا با باج‌دهی به شرق و تقابل‌گرایی با غرب، تداومِ سلطه‌ی داخلیِ خود را تضمین کند؛ سیاستی ظالمانه که در آن، استقلالِ کشور، نخستین قربانیِ مسلخِ بقا می‌گردد.
​اما این رانده‌شدگی از سرنوشتِ خویش و تقلیلِ وطن به زمینِ بازیِ قدرت‌های بزرگ، برخلافِ محاسباتِ اتاق‌های فکرِ سیستم برای تحمیلِ انفعال و سرسپردگی، به کاتالیزوری برای تعمیقِ آگاهیِ انتقادی، طغیانِ خشمِ دادخواهانه و نفیِ کاملِ هرگونه وابستگی و استبداد بدل گشته است. ملتی که هر روز شاهدِ معامله‌ی آینده‌اش میانِ ابرقدرت‌هاست، به‌نیکی دریافته است که استقلالِ واقعی نه در شعارهای ضدِامپریالیستیِ دروغین، بلکه در اتکا به اراده‌ی ملی و کرامتِ انسانِ ایرانی نهفته است. این آگاهیِ دردناک، مانعِ فریب خوردن با وعده‌های پوشالیِ بلوک‌های قدرت شده و خطِ بطلانی بر تمامیِ سناریوهای سرسپردگی کشیده است.
​بنابراین، این زیستِ فرساینده در سایه‌ی شطرنجِ قدرت و قربانی شدنِ آینده، هرچند آکنده از تلخی و تحقیرِ ساختاری است، اما به خاستگاهِ افشاگریِ تاریخی و نقطهٔ عطفِ بازپس‌گیریِ مرجعیتِ ملت بدل شده است. ما مال‌باختگانِ استقلال و ایستادگانِ این خاک، در اعماقِ همین آگاهیِ دردناک، نفیِ کاملِ تمامیِ بانیانِ این حراجِ ملی و اعاده‌ی حقِ تعیینِ سرنوشت را به هدفِ اصلیِ راهِ خویش بدل ساخته‌ایم؛ اراده‌ای بیدار، استوار و بازگشت‌ناپذیر که به‌نیکی می‌داند ایران نه کارتِ معامله‌ی هیچ قدرتی، بلکه خانهٔ آزادگان است و سرانجام این اراده‌ی ملی، تمامیِ تخته‌های شطرنجِ استبداد و وابستگی را بر هم خواهد زد و داد، آزادی و حاکمیتِ واقعیِ مردم را به این سرزمین بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازداشت ۲ وکیل دادگستری پس از احضار به دادسرای تبریز

  بازداشت ۲ وکیل دادگستری پس از احضار به دادسرای تبریز خبرگزاری هرانا – رضا اکبری عدل و محمد اسمعیلی علافی، دو وکیل دادگستری عضو کانون وکلای...