۱۴۰۵ مهر ۷, سه‌شنبه

«سایهٔ شومِ رویارویی؛ وقتی مردم تاوانِ تهدیداتِ سخت را می‌دهند»



 «سایهٔ شومِ رویارویی؛ وقتی مردم تاوانِ تهدیداتِ سخت را می‌دهند»

​مواجهه با خط‌ونشان کشیدن‌های نظامی، گره زدنِ امنیتِ منطقه به تهدیدِ شریان‌های حیاتی و معلق نگه داشتنِ مداومِ یک ملت در التهابِ جنگ و ویرانی، فراتر از یک موضع‌گیریِ تندِ سیاسی یا تاکتیکِ متداولِ بازدارندگی، عریان‌ترین شکل از روان‌کُشیِ ساختاری، زجرآورترین تجربه از سلبِ ثباتِ روانی و نوعی گروگان‌گیریِ معیشت و زیستِ مردم برای خطوطِ قرمزِ ایدئولوژیک است. سالیانِ متمادی، ساختارِ حکمرانی با اتخاذِ ادبیاتِ تهاجمی، تبدیلِ جغرافیای کشور به کانونِ مانورهای سخت و ترجیحِ زبانِ تهدید بر منطقِ عقلانیتِ دیپلماتیک، جامعه را در برزخِ دائمیِ بیم و امید محبوس ساخته است. این نوسانِ مستمر میانِ سایهٔ شومِ جنگ و تقابل‌های نظامی، عملاً پروژه‌ای برای انهدامِ ظرفیتِ برنامه‌ریزی برای فردا، تعلیقِ سرمایه‌گذاریِ اقتصادی و فرسایشِ رمقِ جامعه در تب‌ولرزِ بحران‌های نظامی است؛ تهاجمی ساختاری به امنیتِ روانی که در آن، خطوطِ نبرد بر سفره‌های خالیِ مردم سایه می‌اندازد.
​کالبدشکافیِ دقیقِ این ادبیاتِ تهاجمی نشان می‌دهد که چگونه مسئولان با تقلیلِ مفهومِ «امنیتِ ملی» به بقای ابزارهای نظامی و تهدیدِ زیرساخت‌ها، امنیتِ زیستی، رفاه و آرامشِ واقعیِ شهروندان را کاملاً نادیده گرفته‌اند. هنگامی که با هر موضع‌گیریِ تند بر تریبون‌ها، نرخِ ارز اوج می‌گیرد، بازارها دچار شوک می‌شوند، دلارها ناپدید می‌گردند و آیندهٔ شغلی و معیشتیِ میلیون‌ها انسان در انزوا و تورمِ ناشی از تهدیدِ جنگ ذبح می‌شود، تاوانِ واقعیِ این خط‌ونشان‌ها نه توسطِ بانیانِ سخن، بلکه توسطِ مردمِ بی‌دفاع پرداخت می‌گردد. رنجی که در اثرِ این التهابِ مزمن بر جانِ جامعه می‌نشیند، فراتر از مضایقِ مالی است؛ این رنج، زیستن در سایهٔ اضطرابِ دائمی، احساسِ بی‌نقشی مطلق در قبالِ تصمیماتی که می‌تواند خانه و حیاتشان را منهدم سازد، و تحقیرِ مستمرِ هویتِ انسانی است. حاکمیت با عادی‌سازیِ شرایطِ اضطراری و القای حتمیتِ رویارویی، در پیِ آن بوده تا جامعه‌ای خسته و تسلیم‌رای بسازد؛ سیاستی ظالمانه که در آن، تهدیدِ سختِ بیرونی، سرکوبِ مطالباتِ داخلی را توجیه می‌کند.
​اما این سایهٔ شومِ رویارویی و تحمیلِ هزینهٔ خط‌ونشان‌های قدرت بر گردهٔ ملت، برخلافِ محاسباتِ اتاق‌های فکر برای ایجادِ همبستگیِ اجباری، به کاتالیزوری برای تعمیقِ آگاهیِ انتقادی، طغیانِ خشمِ دادخواهانه و نفیِ کاملِ سیاست‌های جنگ‌افروزانه بدل گشته است. ملتی که خود تاوان‌‌دهندهٔ اصلیِ هر مانور و تهدید است، به‌نیکی دریافته است که امنیتِ واقعی نه در تهدیدِ بستنِ تنگه‌ها و انهدامِ زیرساخت‌ها، بلکه در ثباتِ اقتصادی، روابطِ متوازن با جهان، و کرامتِ انسانِ ایرانی نهفته است. این آگاهیِ دردناک، مرزِ قاطعی میانِ امنیتِ ادعاییِ حاکمیت و امنیتِ واقعیِ ملت کشیده و مشروعیتِ هرگونه ماجراجوییِ پرهزینه را به کلی باطل ساخته است.
​بنابراین، این زیستِ فرساینده در برزخِ تهدید و رویارویی، هرچند آکنده از رنج، اضطراب و تحقیرِ ساختاری است، اما به خاستگاهِ افشاگریِ تاریخی و نقطهٔ عطفِ مطالبه‌ی صلح، ثبات و حاکمیتِ عقلانی بدل شده است. ما مال‌باختگانِ آرامش و ایستادگانِ این خاک، در اعماقِ همین آگاهیِ دردناک، نفیِ کاملِ این ادبیاتِ تهاجمی و اعاده‌ی حقِ زیستِ امن، باکرامت و فارغ از کابوسِ جنگ را به هدفِ اصلیِ راهِ خویش بدل ساخته‌ایم؛ اراده‌ای بیدار، استوار و بازگشت‌ناپذیر که به‌نیکی می‌داند سرنوشتِ این جغرافیا نباید قربانیِ منازعاتِ پرهزینه شود و سرانجام این اراده‌ی ملی، سایهٔ شومِ رویارویی را کنار خواهد زد و صلح، داد و امنیتِ واقعی را به این سرزمین بازخواهد گرداند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بازداشت ۲ وکیل دادگستری پس از احضار به دادسرای تبریز

  بازداشت ۲ وکیل دادگستری پس از احضار به دادسرای تبریز خبرگزاری هرانا – رضا اکبری عدل و محمد اسمعیلی علافی، دو وکیل دادگستری عضو کانون وکلای...