«دادخواهیِ نامهای فراموششده در بند»
زیستن در سایهی سنگینِ دیوارهای سفت و بیشفقتِ زندانها، هنگامی که صدها تن از معترضان و آزادیخواهانِ گمنام در دالانهای تاریکِ اسارت و تحتِ احکامِ سنگینِ قضایی محبوس شدهاند، فراتر از یک مجازاتِ ساده یا سلبِ آزادیِ فردی، عریانترین شکل از انتقامگیریِ بوروکراتیک، زجرآورترین تجربه از انزوای اجباری و مسلخِ خاموشِ انسان در جغرافیایی پر از خفقان است. سالیانِ متمادی، دستگاهِ ارعاب با ایجادِ دیوارِ بلندِ بیخبری، قطعِ ارتباطِ بازداشتیها با جهانِ بیرون و اعمالِ سانسورِ شدیدِ خبری، در پیِ آن بوده تا نامهای معترضان را به فراموشی بسپارد و آنان را در خلوتِ سلولها به نیستی بکشاند. این امنیتیسازیِ اطلاعات و پنهانکاریِ سیستماتیک، عملاً کوششی بدوی برای محوِ اثرِ مقاومت و خرد کردنِ ارادهی خانوادههای دادخواه است؛ تهاجمی ساختاری به اصلِ دادگری که در آن، جان و هویتِ زندانیانِ بینامونشان به قربانیِ حفظِ سلطه بدل میگردد.
کالبدشکافیِ دقیقِ این سازوکارِ سرکوب نشان میدهد که چگونه دستگاهِ قضایی-امنیتی با پروندهسازیهای شتابزده، صدورِ احکامِ سنگینِ حبس و اعدام، و محرومسازیِ بازداشتیها از حقِ بدیهیِ داشتنِ وکیلِ مستقل، در پیِ القای حسِ بیکسی و قطعِ امیدِ مطلق به درونِ بندها بوده است. هنگامی که نامِ یک معترض از چرخهٔ رسانهها و افکارِ عمومی حذف میشود، او در عمیقترین لایههای بیعدالتی گرفتار میگردد؛ جایی که بوروکراسیِ خشونت قادر است بیصدا و بیکیفر، سنگینترین هزینهها را بر او تحمیل کند. رژیم با خاموش کردنِ صدای بندها و گمنام ساختنِ معترضان، در پیِ آن بوده است تا جامعه را دچارِ انفعال و آلزایمرِ جمعی کند تا هیچ مرجعی برای پیگیریِ سرنوشتِ فرزندانِ این خاک باقی نماند؛ سیاستی ظالمانه که در آن، فراموشی به ابزاری برای تثبیتِ سرکوب بدل میشود.
اما این دیوارهای صلب و سیاستِ ایجادِ فراموشی، برخلافِ محاسباتِ اتاقهای فکرِ سیستم برای خاموش ساختنِ صدای دادخواهی، به کاتالیزوری برای تعمیقِ آگاهیِ عمومی، طغیانِ روایتگری و همبستگیِ سراسری بدل شده است. جامعهی بیدار و دادخواه، بهنیکی دریافته است که رسالتِ تاریخیاش، شکستنِ این خفقانِ خبری و تبدیل شدن به صدای رسای تمامِ جانهای شیفتهای است که در پشتِ میلهها محبوساند. نبردی که امروز جریان دارد، نبردِ حافظه با فراموشی است؛ تلاشی بیتوقف برای بازخوانیِ نامها، افشای احکامِ ناعادلانه و ثبتِ هر فاجعه در وجدانِ بیدارِ تاریخ که خطِ بطلانی بر تمامیِ سناریوهای پنهانکاریِ قدرت کشیده است.
بنابراین، این تلاش برای محوِ نامها، هرچند شکنجهبار و پرهزینه، به خاستگاهِ افشاگریِ بینالمللی و نقطهٔ عطفِ فروپاشیِ تمامیِ ساختارهای ارعاب و سانسور بدل گشته است. ما دادخواهان و روایتگرانِ این خاک، در اعماقِ همین آگاهیِ دردناک، فریاد زدنِ نامهای فراموششده در بند و مطالبهی آزادیِ بیقیدوشرطِ آنان را به هدفِ اصلیِ ایستادگیِ خویش بدل ساختهایم؛ ارادهای جمعی، بیدار و بازگشتناپذیر که بهنیکی میداند رهاییِ واقعی نه با سکوت، بلکه با شکستنِ دیوارهای بیخبری و سلبِ قدرت از بانیانِ خفقان محقق میشود؛ خروشی تاریخی که سرانجام دیوارهای زندانها را خرد خواهد کرد و دادخواهی، آزادی و کرامت را برای تمامیِ فرزندانِ در بندِ این خاک به ارمغان خواهد آورد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر